"کار سازمان تامین اجتماعی از گریه گذشته است"
در دوم بهمن ماه سال 1331 دکتر مصدق با صدور اعلامیه ای دستور تشکیل فوری "سازمان بیمه های اجتماعی کارگران" صادر نمود، همان سازمانی که بعدها و در سال 1354 با تصویب قانون تامین اجتماعی به "سازمان تامین اجتماعی" تغییر نام داد و در ماده اول آن دامنه ای معادل کل مردم ایران (بجز کارکنان لشگری و کشوری) مشمول آن و تحت پوشش بیمه های اجتماعی مقرر در آن قانون قلمداد شدند. متعاقب آن و بموجب اساسنامه ای که بعدها در سال 1358 به تصویب شورای انقلاب رسید و تا سال 1387 سازمان تامین اجتماعی بموجب آن اداره می شد، بعنوان یک نهاد عمومی غیر دولتی ، با شخصیت حقوقی مستقل و رعایت استقلال مالی و اداری و با ارکان عالی که در سطوح تصمیم گیری و نظارتی سه جانبه (دولت ، کارگر و کارفرما) بوده مدیریت و راهبری شد.
متاسفانه در سال 1383 با کوته فکری و کژفهمی اولین تیم مدیریتی وزارت رفاه و تامین اجتماعی که براساس عقده های شخصی اساسنامه سازمان تامین اجتماعی را مشمول ماده 17 قانون نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی دانسته ، به اصلاح اساسنامه آن مبادرت کردند و این بدعت نامیمون را پایه گذاری کردند و تیم های بعدی وزارتخانه مزبور آنرا ادامه و بسط دادند و از آن روز تاکنون سازمان تامین اجتماعی یک روز خوش ندیده است.
عطف توجه و تمرکز اولین تیم مدیریتی وزارت رفاه و تامین اجتماعی بر سازمان تامین اجتماعی و شستا ، زیانهای عمده ای را متوجه قانون نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی ، سازمان تامین اجتماعی و کشور نمود:
1- از منظر قانونی بسیاری از اصول و احکام مندرج در قانون نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی مغفول ماند که یکی از اساسی ترین آنها بحث هدفمندسازی یارانه ها بود و در نتیجه دولت هشتم بیش از 14 میلیارد دلار موجودی صندوق ذخیره ارزی را که می توانست برای زیرساختهای خدمات اجتماعی و ایجاد "صندوق بیمه ملی ایران" یا "سازمان تکافل اجتماعی ایران" هزینه شود را دو دستی تقدیم دولت بعدی نمود.
2- از منظر کشوری حدود 16 صندوق و سازمان بیمه گر اجتماعی خاص و خواص که دوجانبه و دولتی و به واقع مشمول ماده 17 قانون نظام جامع رفاه وتامین اجتماعی بودندنظیرصندوق آینده ساز،نفت، بیمه ها، بانکهـا ، بانـک مـرکـزی ، بیمه مرکزی و ... کاملاً یله ورها فعالیت می کنند و در حالیکه بخشهای سرمایه گذاری وسیع و قابل توجهی دارند و در نقطه مقابل حساسیتی که روی سازمان تامین اجتماعی و شستا وجود دارد ، بر روی این مجموعه ها نیست و حتی حساسیت و نظارتی روی صندوقهای کشوری ، لشگری ، روستایی و عشایر و بیمه خدمات درمانی و بخشهای سرمایه گذاری عظیم آنها نیز وجود ندارد.
3- از منظر سازمان تامین اجتماعی، دولت بعدی بدعت های اولین تیم مدیریتی وزارت رفاه و تامین اجتماعی در زمینه اصلاح اساسنامه سازمان ، ورود و حضور در شرکت شستا و ... را با توجه به اهداف و مقاصد خود عمق و دامنه بیشتری بخشید و تغییرات مدیریتی (8 مورد) و اساسنامه ای (4 مورد) را در رابطه با سازمان مزبور اعمال نمود.
شعری هست که می گوید:
"خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است کارم از گریه گذشته است به آن می خندم"
و این شعر وصف حال هشت سال گذشته و کنونی سازمان تامین اجتماعی است چرا که سازمان تامین اجتماعی شاهد افرادی بود که " نمکش را خوردند و نمکدانش را شکستند". سازمان تامین اجتماعی شاهد افرادی بود که بر گرده سازمان و سازمانی ها سوار شدند و ارتقاء یافتند و به مال و منال و مقام رسیدند و تیشه به ریشه سازمان زدند و به تحقیر و تخفیف جایگاه کارکنان سازمان همت گماشتند . سازمان تامین اجتماعی شاهد نامردی مردان زیادی بود که در حقش جفا را به اتمام و اکمال رساندند.
سازمان شاهد منازعات و مجادلات قوای سه گانه بوده و هست که بخاطر خدا ، مردم و خدمت و صیانت از قانون نبوده و در واقع "دعوا بر سر لحاف ملا" است. سازمان وجه المصالحه و مستمسک رقابت های انتخاباتی اصحاب قدرت و صاحبان زر، زور و تزویر، باندها ، اشخاص و گروه ها بود ، که هیچکدام منافع واقعی و مصالح اساسی سازمان تامین اجتماعی و شرکای اجتماعی را مد نظر نداشتند.
مخلص كلام اينكه قوه قضائيه ،مجلس،دولت و...بايد از قيم مآبي دست برداشته و بگذارند تا صاحبان اصلي سازمان تامين اجتماعي در مورد آن تصميم بگيرند و اين سازمان را گوشت قرباني ومستمسك دعواهاي سياسي و شخصي وانتخاباتي نسازند.
بی شک تنها راه نجات و رهایی سازمان تامین اجتماعی از منجلاب کنونی ، لغو مصوبات سالهای 87 ، 89 و 91 دولت و بازگشت به اساسنامه مصوب شورای انقلاب می باشد و پس از آن با برگشت استقلال مالی و اداری ، شخصیت مستقل حقوقی و رعایت اصل سه جانبه گرایی در ارکان تصمیم گیری (شورایعالی) و نظارتی (هیئت نظارت) سازمان و اعطای اختیار و مسئولیت مناسب و متناسب به ارکان اجرایی (هیئت مدیره و مدیرعامل) و از طریق برقراری گفتگوهای سه جانبه و مبتنی بر انجام مطالعات و بررسیهای جامع کارشناسی، می بایستی به اصلاح اساسنامه سازمان تامین اجتماعی فارغ از ماده 17 قانون نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی که صرفاً مربوط به صندوقهای دولتی و دوجانبه است، مبادرت ورزید. تا شایددر اینصورت بتوان این کشتی متلاطم که خانه امید و مایه آرامـش خاطـر نیمـی از جمعیت کشور است را به ساحل امن و آرام رهنمـون ساخت و ایـن صنـدوق مشــاع ، بین النسلی،حق الناس و امانت مردم را از کشاکشها و منازعات سیاسی، باندی ، حزبی و شخصی دور داشته و پرچم آنرا سفید نگهداشت.
ایدون باد
دیباچه