صنعت بیمه بطور اعم و حوزه بیمه های اجتماعی بطور اخص از آنجا که یک کالای غیر ملموس و اعتباری ارائه می نمایند و پوشش ریسکهای محتمل الوقوع را بر عهده دارند، در شرایط عادی و غیر بحرانی چندان جایگاهی در چشم و نظر متولیان نظامات و تصمیم سازی، تصمیم گیری و اجرایی کشور ندارند و بطریق اولی وقتی متصدیان امور در مقام فکر و نظر دلمشغولی در این زمینه ندارند، در مقام عمل برای تخصیص وقت، اهتمام عملی ، مظاهرت مدیریتی و تخصیص منابع مالی نیز این حوزه در اولویت قرار نمی گیرد.
صنعت بیمه همانطور که محصول خروجی اش غیر ملموس، اعتباری، تعهدی و احتمالی است، بحران ها و چالشهایس نیز بخوبی و بموقع به چشم نمی آید و همانند توده ای و گلوله ای برفی در سینه کش کوه مسائل و مشکلات کشور آماده ریزش بهمن وار باقی می ماند، مخاطرات پیش روی بیمه های اجتماعی دیر به چشم می آیند، ولی از آنجا که بر سرنوشت و آینده طیف وسیعی از جامعه تأثیر و تأثرات وسیع می گذارند بایستی