خاطرات خدمت (علی حیدری) – فصل سوم : دفتر تشکیلات ، ارزشیابی و بهبود روشها (اداره کل بودجه و تشکیلات)
خاطرات خدمت (علی حیدری) – فصل سوم : دفتر تشکیلات ، ارزشیابی و بهبود روشها (اداره کل بودجه و تشکیلات) – بخش 2 – غیر قابل استناد
من در زمان مدیر عاملی جناب آقای دکتر کرباسیان، رئیس اداره تشکیلات و روشها شدم برخلاف دیدگاهی که رشد شغلی من و حتی ورودم به سازمان را مربوط به دوره جناب آقای دکتر ستاری فر میدانند. کسانی که با فضای آن موقع سازمان آشنا بودند و با شناختی که از روحیات جناب آقای عونی داشتند (اشراف به مسائل سازمان بطور جامع و کلان، حافظه تاریخی دقیق، توانایی نگارش اداری و سختگیری، دقت و نکته سنجی ایشان و ...) قطعاً تصدیق میکنند که صدور حکم رئیس اداره برای من در آن زمان، بی دلیل نبوده و علاوه بر لطف خدا و دعای خیر پدر و مادر بزرگوارم و تاثیر برگزیده شدن مقاله من در کنگره تامین اجتماعی حاکی از یک شانس خدمتی (شناخت آقای عونی و اطمینان و اعتماد ایشان به کار من) بوده است. البته طبیعتاً دوره مدیرعاملی جناب آقای دکتر ستاریفر و حضور من در کنار ایشان از دوره های مهم و موثر خدمت من بود و بسیار از ایشان بطور مستقیم آموختم ولیکن دوره جناب آقای دکتر کرباسیان بخاطر بورسیه تحصیلی (زمینه استخدام) ، فراخوان نیروهای تحصیلکرده (انتقال به ستاد)، کنگره تامین اجتماعی (ارائه مقاله) و در نهایت انتصاب به اولین سمت مدیریتی، باعث ایجاد فرصت و زمینه خدمت برای اینجانب شد.
البته من در اداره کل بودجه و تشکیلات و نیز در سایر مراحل بعدی کاملاً پلکانی رشد کردم؛ یعنی بعد از اینکه مسئول بیمه بیکاری شعبه بودم و بعد هم که به ستاد منتقل شدم کارشناس درجه سه تشکیلات شدم، بعد کارشناس درجه دو و بعد از آن کارشناس درجه یک و سپس کارشناس ارشد شدم و زمانی که کارشناس ارشد شدم، آقای عونی مدیرکل بودجه و تشکیلات شدند و من را به عنوان رئیس اداره تشکیلات و روشها منصوب کردند. در همان دفتر تشکیلات، ارزشیابی و بهبود روشها که بودم، مقالهای که در شعبه به موسسه عالی پژوهش ارائه کرده بودم، برگزیده شد و من رفتم این مقاله را در کنگره ارائه دادم و از دست آقای دکتر کرباسیان مدیر عامل وقت سازمان، لوح و سکه گرفتم و همان زمان هم چون امکانات پاورپوینت نبود، همان transparency و overhead و O-pack را برای ارائه مقاله داشتیم؛ خاطرم میآید چون آن موقع امکانات تایپ هم نداشتم، یکی از دوستانم که خط تحریری خیلی خوبی داشت، این مقاله را با خط تحریری نوشت و من ارسال کردم و در زمان ارائه هم به این صورت بود که روزی که من این را متوجه شدم که مقاله برگزیده شده، ما را به موسسه عالی پژوهش دعوت کردند و آنجا مرحوم دکتر پناهی و همچنین مرحوم جواهری و یکی دو نفر از همکاران قدیمی مثل آقای فراهانی و سرکار خانم افشین نیا، مقاله و ایده من را بسیار پسندیده بودند و خیلی علاقهمند شده بودند و توصیههای خوبی برای ارائه مقاله داشتند؛ خود این مقاله و برگزیده شدن آن، باعث تاثیرگذاری در پیشرفت شغلی من شد کما اینکه در همان زمان من میشنیدم اسمم را برای حضور در یکی از اجلاس ISSA که اتحادیه جهانی تامین اجتماعی است، مطرح کردهاند که بروم فکر کنم استرالیا بود و موضوع اجلاس بحث ساختار و تشکیلات بود ولی بعدها امکانپذیر نشد و چون همکاران قدیمیتر بودند و من به لحاظ اینکه جوان بودم و تازه استخدام شده بودم و فقط دو، سه سال سابقه داشتم، افراد قدیمیتری جایگزین من شدند و آن سفر را رفتند؛ حتی همان مقطع بعد از سه، چهار سال سابقه که داشتم، به خاطر کارهایی که انجام داده بودم، باز شایع شده بود که من به عنوان مدیرکلِ تامین اجتماعی ایلام مطرح شدهام و جزو گزینهها بودم؛ آن موقع استان ایلام، استان کوچکی بود و امکان داشت که مدیرکل آن را از آدمهای کمتجربهتر انتخاب کنند که البته اینها در حد شایعات و شنیدههای من بود؛ واقعیت را آنهایی که آن زمان مسئولیت داشتند، میدانند ولی واقعیت این بود که آن مقاله و آنچه که من ارائه دادم برای طرح ارزشیابی مدیران و حضور موثری که در طراحی تشکیلات تفصیلی آن زمان داشتم که در سازمان خیلی تاثیر داشت و بسیار مهم بودند و ارائه این دو طرح در جلسات مدیریتی از سوی من، در پیشرفت شغلی من تاثیرگذار بود و صد البته این هم محقق نمیشد مگر با لطف خدا و دعای خیر پدر و مادر عزیز و بزرگوارم و رویکرد مثبت جناب آقای عونی.
یکی از کارهای دیگری که آن زمان با همکاری جناب آقای عونی انجام دادم، بحث تدوین اساسنامهی شرکت رفاهگستر فعلی بود که آن زمان تحت عنوان شرکت توسعه و تجهیز هتلهای تامین، اساسنامه آن را نوشتیم به این صورت که در آن مقطع، قرار بود حدود 200 واحد آپارتمان و ویلا که در دهکده ساحلی انزلی برای رفاه همکاران ساخته شده بود، تحویل سازمان بشود و جناب آقای دکتر کرباسیان، جناب آقای عونی را به عنوان مدیرکل بودجه و تشکیلات، متولی این امر کرده بودند که بررسی کنند که آیا این واحدها توسط اداره کل خدمات عمومی و رفاه راهبری و اداره شود و نگهداری بشود؟ یا اینکه یک شرکتی برای راهبری این حوزههای رفاهی و هتلهای تامین اجتماعی ایجاد شود؟ که من به اتفاق آقای عونی آن زمان به انزلی رفتیم و این واحدها هنوز تحویل سازمان نشده بود و دستِ شرکت ایران سازه بود که حالا داستان ساخته شدن این واحدها هم داستان جالبی است که ظاهراً در آن مقطع، همکاران کارانه دریافت می کردند که بابت مازاد وصولی حق بیمه به آنها تعلق میگرفت و برای آن در بخشنامهها و ضوابط مربوطه سقفی گذاشته شده بود و وقتی این سقفها را اعمال کردند، حدود 400 میلیون تومان از این کارانه اضافه آمده بود و از دکتر کرباسیان پرسیده بودند که ما با این مبلغ اضافه چه کار کنیم که آقای دکتر کرباسیان فرموده بودند این پول متعلق به همکاران است، یک قطعه زمین در دهکده ساحلی انزلی داریم، این زمین را به شرکت ایران سازه بدهید و با همین 400 میلیون تومان کارانه هم شرکت ایران سازه برود و در آن زمین، مجتمع اقامتی بسازد تا کارکنان بتوانند از خدمات رفاهی استفاده بکنند. ما رفتیم آنجا و با توجه به وسعتی که کار داشت و با توجه به اینکه سازمان هم در آن مقطع در حال ساخت چند هتل در مشهد، تبریز و کرمان بود و هتل فجر اهواز هم جزو اموال مصادرهای بود که دولت بابت بدهیهایش به سازمان داده بود، من و آقای عونی پیشنهاد کردیم که شرکتی تحت عنوان شرکت توسعه و تجهیز هتلهای تامین ایجاد شود که بعدها در زمان آقای دکتر ستاری فر، تحت عنوان گروه هتلهای پارس در شستا شرکتی شکل گرفت و هتلهای مزبور به شرکت یاد شده واگذار شد و شرکت توسعه و تجهیز هتلهای تامین تبدیل شد به شرکت رفاه گسترِ تامین اجتماعی و متولی امور رفاهی سازمان تامین اجتماعی شد.در آن زمان و پس از مراجعت به تهران، آقای عونی به من دستور دادند که من بروم و اساسنامهی شرکتهای مختلف را مطالعه بکنم و برای این شرکت، یک اساسنامه نوشتم که توسط آقای عونی تکمیل و تصحیح شد و خوشبختانه موضوع در هیات مدیره تصویب شد و شرکت راهاندازی شد و البته در سال 1386 سرنوشت اینگونه رقم خورد که من به شرکت مزبور تبعید و رئیس هیات مدیره و مدیر عامل آن شوم و شرکت را که با 350 میلیون تومان زیان و 200 واحد اقامتی، تحویل گرفتم و دو سال بعد آنرا به سود دهی رساندم و با 300 واحد اقامتی تحویل دادم .
در همان زمان و در سال بعد، من مقالهی دوم خودم را به کنگره سوم تامین اجتماعی دادم تحت عنوان کاربرد بیمههای اتکایی در بیمههای اجتماعی، مطالعه موردی بیمه بیکاری؛ که این مقاله هرچند برگزیده نشد اما در اسناد مقالات وارده به کنگره ثبت شد.
این خاطرات جمع سپاری شده و در حال تکمیل و تصحیح است فلذا تا قبل از انتشار کتاب خاطرات خدمت غیرقابل استناد می باشد.
دیباچه