دوران "پسا کرونا" و ضرورت هماوندی در «باهمستان»
در سال 1393 بمنظور تولید و نشر محتوای تخصصی در حوزه سیاست اجتماعی و بویژه تامین اجتماعی امتیاز فصلنامه "هماوندی" را اخذ و با هزینه شخصی 4 شماره آن را منتشر نمودم ولیکن باتوجه به عدم استقبال همکاران و نیز تقید اینجانب به عدم استفاده از روشهای معمول و مألوف جذب اسپانسر، آگهی و ... بهر تقدیر انتشار آن متوقف گردید. این روزها پدید شوم کرونا باعث گردید که یاد سرمقاله خودم در "شماره صفر" نشریه مزبور که در بهار سال 1393 منتشر شد، افتادم و ضرورت دیدم مجدداً آنرا بازنشر نمایم. عنوان سرمقاله "هماوندی در «باهمستان»" بود که در ذیل عیناً نقل می شود:
افلاطون در رساله جمهوری، ویژگیهای شهر دلخواه خود را تشریح کرد و این شهر آنقدر دور از دسترس بود که بعدها آن را اتوپیا (Outopia)-از منظر زبان یونانی یعنی ناکجا، نامکان، ناکجاآباد یا آرمانشــهر- نامیدند و در رویکردی دیگر این مفهوم به شــکل یوتوپیا  (Utopia)به معنی زیباشــهر یا خوبستان به کار رفت و در ادبیات انگلیسی به صورت (Eutopia)به معنی به جای، نیکومکان و بهشهر استفاده شد. لیکن مختصات آن شهر چنان دست نایافتنی می نمود و می نماید که به همین دلیل آن را «دگرستان» می دانستند که در عالم واقع امکان ظهور و بروز ندارد و در چشم انداز و دورنمای نزدیک از زندگی بشر، امکان تحقق آن وجود نیست. 
بعدها فارابی مفهوم «مدینه فاضله» را مطرح ســاخت که بعضیها آن را متناظر ناکجاآباد افلاطونی قلمداد کردند و ام القراء نیز تعبیر دیگری از این مفهوم بود که رایج شده است. به طور کلی، مفهوم ترسیمی در این نوع نگاه به جهان دو رویکرد غالب را باعث می شود: رویکرد اول اینکه در دنیای واقع «خوبســتان» یا «دگرستان» وجود دارد یا قابل تحقق است و عده ای مأموریت دارند تا همگان را به این جهان رهنمون سازند و بعضی نیز افراطی تر شده و به خود حق می دهند تا برای تحقق این امر حتی به زور و خشونت متوسل شوند و مردم را به اجبار شهروند این شهر سازند. رویکرد دوم اینکه در واقع «خوبســتان» یا «دگرستان» وجود خارجی و نمود عینی ندارد و این مفاهیم در این دنیای واقعی قابل تحقق نیست یا غیرواقعی در حکم مجاز است یا پس از اتمام این دنیا و فنای آن، خوبستان یا دگرستان حدوث خواهد یافت. فلذا افرادی برای خود این حق و مأموریت را قائل می‎شوند که دیگران را جهت نیل به آن دنیای خوب یا «دنیای دگر» راهنمایی کنند و حتی بعضاً قائل به این می‎شوند که تنها راه رسیدن به خوبستان و دگرستان موصوف، از طریق و سلوک آنان میسر و ممکن است.
هر دو رویکرد مبتنی بر دگرستان یا خوبستان به تبیین سرزمین موعود می انجامد و اینکه یا بایستی همه را خوب ساخت یا بدها را از بین برد تا فقط خوبها بمانند و برای تحقق این امر بایستی منتظر قهرمان (برای رهبری خوبها و از بین بردن بدها) یا واسطه ای (برای ایجاد کارخانه خوبسازی یا بردن افراد به خوبستان) بود. 
بعدها فوکو مفهوم دیگری را مطرح سـاخت که مبتنی بر رویکرد «در مرز بودگی» بود و آن را هتروپیا یا هتروتوپیا  (Hetro topia)  نامید؛ بدین معنا که «درهمستان» مکانهایی واقعی هستند که فضاهای آرمانی و اتوپیایی که مکان واقعی ندارند را بازتاب می‎دهند که از این مفهوم اخیراً در هنرهای محیطی مفهومی و معناگرا نیز استفاده می‎شــود. به عبارت دیگر، «درهمستان» دگر مکانی (اتوپیایی) است که با مکانهای دیگر هم اشتراکات دارد و هم وجوه تمایز و افتراقات و واقعیاتی است که نمایانگر جهان های غیرواقعی یا مجازهای دور از دسترس است. در رویکرد هتروپیاپی یا درهمستان، نوعی به رسمیت شناختن وجود خوبها و بدها یا پذیرش تفاوتها در کنار یکدیگر مطرح می شود و همزیستی مسالمت آمیز و گفت وگو و تعامل در سر لوحه کار قرار می گیرد. حتی می توان رگه هایی از این باور را یافت که اصالت بر وجود همزمان بد و خوب است و برای کاهش هزینه و خسارت ناشی از جنگ (تمدنها، کشورها، سازمانها و...) بایستی به سمت گفت وگو (تمدنها، کشورها، سازمانها و...) حرکت کرد و تعامل و ارتباط دو ســویه یا چند ســویه را سامان داد. 
در هر حال بایستی به این نکته توجه داشت که شرایط نابرابر کنونی باعث می شود که فرآیند گفت وگو و تعامل در شرایط برابر صورت نپذیرد و در بهترین حالت تمدنها، کشورها، سازمانها، افراد و.... کماکان از موضع یا با طرز تلقی خوب و بد، قوی و ضعیف، مهتر و کهتر و... با هم به گفت وگو بنشینند یا با هم تعامل کنند. در «هماوندی» ما به دنبال تبیین رویکرد دیگری هستیم که شاید بتوان آن را «باهمستان(Homo topia)» نامید (در جایی «باهمســتان» را منبعث از مفهوم ارتباطات به Community تعبیر کرده اند). 
هماوندی یا همآوندی از ترکیب دو کلمه «هم» و «آوند» به معنی ظرف ساخته می شود و به معنی هم‌ظرفی و هم‌سرنوشتی است. باید بپذیریم که این جهان ظرف مشــترک حیات دنیوی و سرنوشت محتوم زندگی همه انسانها (و سایر مخلوقات و موجودات) است و همگی در یک کشتی نشسته ایم و تغییرات و تحولات تکنولوژیکی، فرهنگی، اجتماعی و... به ویژه شکل‎گیری دنیای مجازی مبتنی بر ارتباطات و فناوری اطلاعات (ICT) ، شبکه‎ای شدن جوامع و ارتباطات، نقش رسانه ها، جهانی سازی و... همگی در جهت تقویت این رویکرد اثرگذار بوده و هستند.
 در گذشته امکانپذیر بود که یک تمدن، کشور، سازمان، فرد و... که خود را خوب یا محق می پنداشت با جنگ (انواع مختلف جنگ سخت و نرم، جنگ اقتصادی، صنعتی، اطالعاتی و...) بتواند یک تمدن، کشور، سازمان، فرد و... را از میدان بدر کرده یا اینکه به اجبار یا به اقتضاء مجاب به گفت وگو (از موضع نابرابر) یا تعامل کند. 
در گذشته امکانپذیر بود که یک تمدن، کشور و سازمان که خود را خوب یا محق می پنداشت، بتواند در یک محیط و سیستم بسته، خود را محبوس و مقید ساخته و از گفت وگو، تعامل و حتی ارتباط با بدها، ضعیفها و... (به‎زعم خود) احتراز و برای خود تحفظ قائل شود و خود را ایزوله سازد یا خود را بی نیاز از دیگران بداند. 
در گذشـته یک کشور می توانست تکنولوژیهای زیان بار محیط زیستی خود را در یک مستعمره یا کشور فرودست مستقر ساخته و محیط زیست خود را پاک نگه دارد. 
در گذشــته یک کشور می توانست قواعد مشخصی را برای خود و شهروندان تعریف و همگان را ملزم به رعایت آن کرده و تماس و ارتباط خود و مردم را با جهان خارج قطع کند.
 در گذشته ملیتها، قومیتها، مذاهب، نحله های سیاسی، فلسفی و عرفانی دارای مرزبندی ها، خط کشی ها و علائم خاص خود بودند و از درجه خلوص بالایی برخوردار بوده و اختلاط و امتزاج کمتری با دیگران داشتند.
 ولی دگرگونی های وسیع، سریع و شگرف تکنولوژیکی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در جهان باعث شده است که نه تنها یک «دهکده جهانی» بلکه یک «ظرف جهانی» شــکل بگیرد و ظرف مشترک و سرنوشـت مشترکی برای تمدنها، کشورها، سازمانها و... تکوین یابد و در این رویکرد، هماوندی جهانی، ملی و سازمانی به منصه ظهور رسیده و «باهمستان« شکل می نمایاند. در «باهمستان» تمدنها، کشورها، سازمانها، افراد و... از سر تفوق و ترحم یا ملاطفت به گفت وگو و تعامل روی نمی آورند بلکه از این منظر که خود را با هماوندان خود (دیگران) در یک ظرف و هم‌سرنوشت می دانند، به گفت وگو، ارتباط و تعامل می نشینند. به همین سبب در هماوندی به حوزه های مختلف مرتبط با «اجتماع» نظیر سیاست، مسؤولیت اجتماعی، سرمایه اجتماعی، رفاه اجتماعی، تأمین اجتماعی و... می‎پردازیم، که هرکدام وجهی از وجوه هماوندی را برمی تابانند و تلاش خواهیم کرد تا با مظاهرت علمی و عملـی دیگر هماوندان خویش، وجوه مختلف هماوندی در جامعه انسـانی (هماوندی بین المللی، هماوندی ملی، هماوندی سازمانی) را بررسی و تجزیه و تحلیل کرده و مشخصات و مختصات »باهمستان» را تبیین و تشریح کنیم و در این مسیر دست یاری همگان را به گرمی می فشاریم و دلگرم به هماوندی شما هستیم. ایدون باد.
بروز پدیده شوم و بلای خانمان برانداز "کرونا" بخوبی بیانگر تحقق پدیده " هم سرنوشتی" نوع بشر شد و اثبات کرد که همه جهانیان از هر نژاد، مذهب، ملیت، جنسیت و ... در یک کشتی نشسته اند و بایستی نسبت به سرنوشت یکدیگر حساس و متعهد باشند و این "ظرف جهانی" و "مظروفات" آنرا با هم ببینند و فکر نکنند که می توانند بدون تعهد نسبت به همنوع خویش، بار خود را ببندند و دیگر زمان "بزن دررویی" در سطوح فردی، خانوادگی، ملی و بین المللی گذشته است. امیدوارم اگر زنده ماندیم و یا زنده ماندید در مسیر "ایران شهری" و "جهان شهر" گام برداریم و بیش از پیش و بهتر از گذشته در جهت احترام و پاسداشت همنوعان خویش قدم بزنیم.
علی حیدری
کارشناس تامین اجتماعی