کرونا و تمدن مجازی- رسانه ای

      ابن خلدون اگر چه به ارائه نظریه "عصبیت" مشهور شده است و یا از بین نظریاتش مقوله عصبیت که با تلقی برخی افراد، نوعی ایستایی را به ذهن متبادر می کند، از بسامد و تواتر بیشتری برخوردار شده است ولیکن بنظر می رسد می توان گفت ابن خلدون راوی دوره گذار نیز هست و گذر تدریجی از جامعه"بدوی" (بیابان نشینی، روستایی و عشایری) به جامعه "حضری" (شهر نشینی و مدنیت) را ترسیم و تبیین نموده و مختصات هر یک را بر شمرده است. او مردمان را به دو گروه "بدویان" و "حضریان" تقسیم مینماید برای "بدویان" (یا بادیه نشینان، بیابان نشینان و کوچ کنندگان) علاوه بر تقدم بر "حضریان" (یا شهرنشینان) ویژگیهایی ازجمله اکتفاء به نیازهای اساسی و اولیه، قلت جمعیت و پراکندگی بالا، اشتغال غالب کشاوری و دامپروری و شکارگری، شجاعت و دلیری، عدم اختلاط قوی قومی و عصبیت، گرایش به نیکی و مذهبی بودن بر می شمارد. او همچنین "حضریان" را نقطه مقابل و مؤخر بر "بدویان" دانسته و آنها را دارای ویژگیهایی نظیر گذار از ضروریات زندگی و تمایل به رفاه و تجملات، جمعیت زیاد و فشرده، تخصصی و حرفه ای شدن مشاغل، تنوع در مشاغل و حرف، عدم شجاعت و اختلاط قومی، کجروی و گرایش به بدی و غیر مذهبی می‏داند.

البته بایستی توجه داشت که در گذر زمان و با شکل گیری شهرها، کلان شهرها و ابر شهرها و بویژه با نشو و نمای فناوریهای نوین و برقراری راههای ارتباطی میان شهر و روستا و پدیده حاشیه نشینی و سکونتگاههای غیررسمی و قرابت و ادغام روستاها در شهرها و ... امروزه میتوان بسیاری از مختصاتی که ابن خلدون برای جوامع "بدوی" و "حضری" بر شمرد را همزمان در شهر و روستا مشاهده کرد. بطور مثال فی الحال بنیادگرایی و عصبیت و تحجر را می توان در بسیاری از جوامع و شهرها و کشورهای پیشرفته دنیا نیز مشاهده نمود و در مقابل همزیستی و نوع دوستی بین ادیان، مذاهب و اقوام مختلف را نیز می توان در یک روستا سراغ گرفت.

البته نبایستی این نکته را از نظر دور داشت که انسان ها عمدتاً مدنی الطبع هستند و از بدایت تاریخ، انسانها غالباً بخاطر ترس از تنهایی و برای تامین غذا و تامین امنیت به زندگی اجتماعی روی آورده اند و اجتماع، فرهنگ و جامعه حتی قبل از شهر نشینی هم وجود داشته است و قبل از شهر نشینی نیز نهادهایی نظیر خانواده ها، قبایل، ایلات، اقوام و ... با فرهنگ ها و رسوم و سنن خاص خویش وجود داشته اند.

و اینگونه که برخی تمدن را انسانیت و آدمیت معنی نموده اند، صحیح نیست و انسانیت و آدمیت از بدو خلقت وجود داشته و در کوچکترین اجتماع یعنی زوج (مرد و زن) نماد و نمود یافته و بعدها زندگی اجتماعی انسانها در قالب نهاد خانواده و اجتماعات انسانها در قالب دسته، گروه، قبیله، ایل، قوم و ... به سمت شکلگیری روستاها، شهرها، کشورها جوامع و تمدن‏ها سوق یافته است.

 تمدن (civilization) را شهرنشینی، شهر آئینی، شهریگری، شهرمانی، شهر آیی، شهر زیستی، فرهنگ و پیشینه و حتی انسانیت (اگر منظور این باشد که تمدن و شهرنشینی ملاک انسانیت است، تعبیر صحیحی نیست) نیز معنی کرده اند و این کلمه در معانی و تعابیر مختلف از نظرگاههای متفاوت بکار رفته است که ناظر بر تعریف تمدن، چیستی و ماهیت تمدن، ارکان و سازههای شکل دهنده تمدن، آثار حیات تمدنی و شناخت تمدن ها در گذر تاریخ و سیر تطور آنها بوده است که پرداختن به این موضوعات در این مقال و مجال نمی گنجد. صرفنظر از تمامی مباحثی که با کلید واژه "تمدن" از منظر تاریخی، جامعه شناسی، سیاست، فرهنگ و ... مطرح بوده و می باشد بنظر می رسد جهان در حال مواجهه با نوع جدیدی از تمدن است که شاید بتوان آنرا "تمدن مجازی- رسانه ای" (virtual-media civilization) نامید.

جهان همواره در حال تغییر و تحول است و به تبع آن کشورها، جوامع و تمدن ها نیز همواره در معرض دگرگونی هستند که این دگرگونی ها اسباب و علل گوناگونی دارد نظیر جنگها، حوادث فاجعه آمیز طبیعی و انسان ساز، رشد، توسعه و پیشرفت علوم و فنون و هنرها، بروز و ظهور فناوریهای نوین، تغییرات زیست محیطی (خشکسالی و ...)، تغییرات جمعیتی و مهاجرت، ظهور و افول ادیان و مذاهب و نحله های فکری و سیاسی و ایدئولوژیک که باعث ظهور و افول جوامع، کشورها و تمدن های مختلف میگردد. بطور کلی وجه مشترکی که باعث شکل گیری و یا تمایز و تعریف اجتماعات انسانی می شود، موضوع انسجام اجتماعی یا عصبیت است که در ابتدا از خویشاوندی و همخونی حاصل می آمد و عواملی نظیر فطرت و نصب، دین، محیط و نحوه تامین معیشت و... نیز در آن دخیل بودند. ولی خاستگاه انسجام اجتماعی در جامعه حضری و شهری به تناسب شکل گیری کشورها و جوامع (ناسیونالیسم در سطح ملی، منطقه ای و قاره ای نظیر اتحادیه اروپا و ...) و ظهور ایدئولوژی ها و "ایسم"ها و ... به علل و عوامل دیگری که محصول دنیای متمدن و مدنی بود تعمیم یافت. به عبارت دیگر در ازای گسسته شدن و یا کم رنگ شدن برخی پیوندهای اجتماعی اسطوره ای و سنتی، پیوندهای اجتماعی دیگری نظیر قوانین و مقررات، احزاب و گروهها و... جایگزین می‌شد و این پویش های اجتماعی و پویش های تاریخی در عرصه تمدن، فرهنگی و اجتماعی جوامع تداوم داشته و دارد.

پس از ظهور و بروز پدیده ای که آنرا دنیای مدرن و جامعه متمدن می نامند، پیوندهای اجتماعی جامعه "بدوی" (بادیه نشین) در مقابل جامعه حضری (شهری) می گسلد و بطور کلی از زمانی که تاریخ، فرهنگ و جامعه به معنای امروزین شکل می گیرد و بشر می تواند تغییرات و تحولات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، جمعیتی و... را ثبت و ضبط کند. تغییرات و تحولات پارادایمیک و بنیان برافکنی روی داده است نظیر اختراع ابزار ساده، آتش، خط، پول، ماشین، اسب بخار، برق، مخابرات، تلگراف، کشف نفت و گاز، رادیو، تلویزیون و ... هر یک باعث تغییرات بزرگی در جوامع شدند و در این میان اختراع کامپیوتر، اتوماسیون، الکترونیک، اینترنت، وب، ماهواره، ابزارهای هوشمند، چند رسانه ای، شبکه های اجتماعی، دیجیتال، رایانش ابری و ... باعث گردید تا تغییرات و تحولات کشورها، جوامع و تمدن ها از سرعت و بسامد بسیار بالایی برخوردار شود و بر پیچیدگی مبادلات، تعاملات و ارتباطات در سطوح افراد، خانواده ها، گروهها، جوامع و کشورها افزوده شود.

مجاز اندر مجاز است عالم ما

خیالی بیش نیست اندر سر ما

چو رستیم عاقبت از این توهم

جهان دیگر آید در بر ما

به نظر می رسد تمدن نوپدیدی تحت عنوان "تمدن مجازی - رسانه ای" در حال شکل گیری است. اگر در گذشته بحث "جنگ تمدنها" و متعاقب آن "گفتگوی تمدن ها" مطرح بود در حال حاضر با نوعی سیالیت تمدنی در فضای مجازی و رسانه ای مواجه هستیم که می توان آنرا "اضمحلال تمدن ها" یا "تهاضم تمدن ها" نامید. اگر در قدیم، گذر از جامعه بدوی (کوچ گری و بادیهنشینی) به جامعه حضری (قرار و آرام گرفتن در شهرها) و سفر از روستا و ییلاق و قشلاق به شهر را مدنیت نامیده و آنرا منشاء ظهور و بروز تمدن ها می دانستند و برای هر تمدن (یا جامعه و کشور) حدود و ثغور در نظر گرفته و آنرا منشاء تعیین مرزهای جغرافیایی تمدن قلمداد می کردند. در حال حاضر "تمدن مجازی- رسانه ای" در حال شکل گیری است که تمامی این حدود و ثغور و مرزهای جغرافیایی را که در دنیای واقعی تعریف شده اند، در هم می شکند و می گسلد.

مه و سال و شب و روزت مجازیست

              حقیقت نه زمان دارد نه ساعات  "بیدل دهلوی"

در حال حاضر "تمدن مجازی رسانه ای" مرزهای کشیده شده بین قاره ها، مناطق جغرافیایی، کشورها، شهرها و روستاها را در هم نوردیده و پشت سر گذاشته است، صرفنظر از شکاف دیجیتالی و زمانی که فرد به اینترنت و شبکه های اجتماعی بوسیله یک ابزار هوشمند (موبایل و ...) وارد می شود و به عضویت "تمدن مجازی- رسانه ای" در می آید دیگر طبقات اجتماعی به کناری نهاده می شود و طبقه بندی هایی که براساس ملیت، قومیت، زبان مادری، رنگ پوست، جنسیت، مدرک تحصیلی، شغل و درآمد و توان مالی، سن و ... (از گذشته تاکنون در دنیای واقعی وجود داشته و دارد) از بین می رود و فرد می تواند فضای مجازی و رسانه ای خود را بسازد، ابراز وجود کند، کنش اجتماعی از خود نشان دهد و نسبت به محتواهایی که تولید نموده و یا منتشر و همرسانی کرده است، بازخورد بگیرد. امکان تولید محتوای چند رسانه ای و بهره گیری از تصاویر و افزونه های تصویری و نمایشی که بجای حروف و کلمات بکار می روند، حتی دارد مرزهای زبان های مادری و زبان های ملی و ادبیات میهنی و سرزمینی تمدنها را از بین می برد و همگان را به سمت یک زبان مشترک تمدنی جدید سوق می دهد.

کارزارهایی که با یک علامت تصویر و نمایشی نظیر هشتک (#) ایجاد می شوند و افراد مختلف در سرتاسر جهان می توانند در آن مشارکت نمایند یکی از نشانگرهای تمدن مجازی- رسانه ای است که ازطریق آن، افرادی در سرتاسر جهان می توانند در شادی و غم یکدیگر شریک شوند و ارکان و اجزاء و عناصر موثر در دنیای واقعی (کشورها و صاحبان قدرت و ثروت) را به عکس العمل وا دارند. اگرچه تمدن مجازی- رسانه ای نیز همانند تمدن های واقعی دارای تقسیم بندی ها و قلمروهایی است که مشابه جوامع و کشورها عمل میکنند، نظیر شبکه های اجتماعی فیسبوک، توئیتر، اینستاگرام ولیکن این تمدن نوین به سرعت و سهولت می تواند اشتراکات و اجتماعات مجازی زیادی را شکل بدهد بدون اینکه تقسیمات جغرافیایی (مربوط به کشورها) بتواند بر آن اثر بگذارد یا مانع آن شود.

مباحثات و نظریات مختلفی درخصوص "پایان تمدن ها" و "فروپاشی تمدن ها" وجود دارد که به علل و اسباب و سیر تاریخی ظهور و افول تمدن ها می پردازد، ولی به نظر می رسد شکل گیری تمدن مجازی- رسانه ای کم کم دارد منجر به پایان بخشی همه تمدنها در فضای واقعی می شود و شیوع ویروس کرونا به این فرایند شتاب و گستره بیشتری بخشیده است. به نحوی که اگر در گذشته دیجیتال سازی و الکترونیکی شدن و اینترنتی نمودن فرایندها برای کشورها، سازمانها و فعالان کسب و کار یک انتخاب بود در حال حاضر یک ضرورت حیاتی و محتوم است و شهروندان نیز برای تمشیت و تدبیر امور جاری خود به شدت به فضای مجازی رسانه ای وابسته شده و می شوند.

مدتها است که به سبب دو فضایی شدن جامعه می توان "دوگانه واقعی مجازی" را در تمامی وجوه و ابعاد زندگی فردی و اجتماعی بشر، مشاهده نمود. به گونه ای که کشورها، سازمانها، خانواده ها و افراد هم اکنون دو چهره رسمی (واقعی) و غیر رسمی (مجازی) یافتهاند و فضای مجازی رسانه ای برآمده از تلفیق شبکه های اجتماعی و ابزارهای هوشمند در کنار رایانش ابری، "وب 2"، سامانه های سرویس محوری و ارتباطات ماهواره ای چنان قوت و قدرتی یافته است که می بینیم در بسیاری از مواقع، فضای واقعی و سازمان رسمی را به دنبال خود می کشد و حتی پشت سر می گذارد. بطور مثال می توان به مقایسه کارکرد توئیتهای ترامپ و نشست خبری سخنگوی رسمی وزارت خارجه یا اطلاعیه رسمی سخنگوی رسمی کاخ سفید اشاره کرد.

با این تفاوت که تا قبل از شیوع کرونا، شبکه های اجتماعی و ابزارهای هوشمند، باعث می شد تا افراد و گروهها همدیگر را بیابند و برای انجام اقداماتی در فضای واقعی با یکدیگر تشریک مساعی و هماهنگی کنند. مثلاً ورزشکاران، کوهنوردان، علاقه مندان به طبیعت و یا محیط زیست و یا آثار تاریخی می توانستند در فضای مجازی یارگیری کنند، کارزار درست کنند و در زمان مشخص  قرار و مداری برای دیدار و تعامل و کنش اجتماعی حضوری در فضای واقعی بگذارند. ولی با شیوع کرونا غالب این کنش ها و واکنش ها در فضای مجازی انجام می شود و نشانه های ظهور یک "تمدن مجازی- رسانه ای" آشکارتر می گردد.

جان و جسد و عشق و هوس، جمله سراب است

               کس نیست کند فهم که هستی، چقدر نیست  "بیدل دهلوی"

به نظر می رسد در شکل گیری "تمدن مجازی- رسانه ای"، بشریت دارد به بدایت خود رجوع می نماید بطور مثال استفاده از سنگ نگاره ها و دیوار نگاره های ابنای اولیه بشر را می توان با ایموجی ها و تصاویر اینفوگرافیک و ... در شبکه های اجتماعی متعلق به تمدن نوین (مجازی- رسانه ای) مقایسه نمود و همچنین باتوجه به اینکه شیوع کرونا به این ضرب المثل "دوری و دوستی" واقعیت و عینیت بخشیده است به نظر می رسد انسان در این تمدن نوین (مجازی- رسانه ای) دارد به سمت تنهایی و عزلت مجازی هدایت می شود. بقول سهراب سپهری در شعر "پشت هیچستان":

آدم اینجا تنهاست

 و در این تنهایی

 سایه نارونی تا ابدیت جاری است.

و صد البته این تمدن مجازی- رسانه ای همانند تمدن های واقعی، با مخاطرات و چالش هایی نظیر هک، فیشینگ، جعل عمیق (deep fake) ، وب تاریک (dark web)، بلاکچین ها ، رمزارزها و ... مواجه بوده و خواهد بود که بایستی برای صیانت از جامعه، کشورها، سازمانها، خانوادهها و افراد در مقابل آنها و مدیریت و نظارت صحیح بر آنها به فکر چاره بود.

علی حیدری

عضو و نائب رئیس هیات مدیره

سازمان تامین اجتماعی