امکانسنجی استفاده از سازوکار "وقف"جهت "تامین مالی خرد" برای توانمندسازی اقشار ضعیف
این روزها بعضاً احساس و یا بیان می‏شود که معنویت و پرداختن به امور خیر از اقبال متناسبی برخوردار نمی‏باشد ولیکن بنظر می‏رسد روی‏آوری مردم و بویژه نسلهای سوم و چهارم جوامع به امور خیر و عام المنفعه با رویکرد اخلاقی رو به تزاید است با این تفاوت که در کنار وجود خیرین مسن و بسیار پولدار و کلان، نسلی از افراد جوان و میان سال در طبقات متوسط جامعه ظهور و نمود یافته‏اند که مایلند از ظرفیت‏ها و منابع اندک خود برای کار خیر استفاده کنند که لازم است با روزآمدسازی مفهوم وقف، زمینه لازم برای تامین مالی خرد با هدف نیکوکاری و خیرخواهی از طریق "وقف" را فراهم ساخت.
وقف بعنوان یکی از راهکارهای انجام امر خیر در تمدن ایرانی- اسلامی جایگاه ویژه‏ای دارد که بایستی خود را با شرایط و نیاز‏های روز جامعه وفق دهد و زمینه‏ای را فراهم کند تا بتواند مبالغ و منابع اندک واقفین متعلق به طبقه متوسط جامعه را جذب نماید.
بنظر می‏رسد با استفاده از مکانیسم می‎توان زمینه‏ای را برای خیرین طبقه متوسط جامعه ایجاد نمود که بتوانند با وقف منابع اندک خود در فعالیت‏های خیرخواهانه و رفع نیاز افراد و گروه‏های آسیب پذیر و ... مشارکت نمایند. به عبارت دیگر می‏توان با استفاده از قابلیت‏های مقوله "وقف" و بومی‏سازی آن با ایجاد یک "موسسه وقفی" دو جامعه هدف، افراد دارای ثروت بالا (برای وقف املاک و مستغلات) و افراد متوسط جامعه (برای گردآوری مبالغ خرد جهت امور خیرخواهی و نیکوکاری) را مدنظر قرار داده و زمینه‏ای را برای بهره‏گیری از منابع وقفی کلان و خرد در جهت ارائه خدمات و تسهیلات قرض‏الحسنه در قالب "کارگستری"؛ "کارگشائی" ؛ "توانمندسازی" و ... فراهم نمود.
معنی لغوی وقف (wagf) "ایستادن"، "توقف کردن" و "نگهداشتن چیزی" می‏باشد (دهخدا, 1373). مفهوم فقهی وقف حبس عین ملک یا مال و آزاد گذاردن منفعت آن و مصرف منابع آن در اموری که واقف معین می‏کند؛ می‏باشد(الشهیدالاول, 1411ق). در قانون مدنی نیز وقف به این صورت تعریف شده است: " وقف عبارت است از اینکه عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود"(قانون مدنی، ماده 55, 1385). تعریف اقتصادی وقف را می‏توان تغییر در کاربرد منابع، از مصرف نسل حاضر، به یک سرمایه‏گذاری مولد که خدمات و یا درآمدی برای مصرف نسل‏های آینده ایجاد می‏نماید، در نظر گرفت (بختیاری, 1381).
سنت حسنه وقف از دير باز در فرهنگ ايراني و اسلامي ريشه دارد و در گذشته هاي نه چندان دور منابع حاصل از وقف در مصارف خيريه، نوع دوستي، امداد رساني و ... كاركردهاي بسيار زيادي داشته است. در حال حاضر اگرچه به اسباب و علل گوناگون، مقوله وقف از جايگاه و منزلت شايسته و بايسته خود دور افتاده است وليكن هنوز هم مي توان در جاي جاي كشور، موقوفات و رقبات فراواني را مشاهده نمود. كه واقفين و خيرين آنها را از خود به يادگار گذاشته اند تا به مصارف خير مورد نظر برسد.
موضوعات مورد وقف، اشكال و انواع مختلفي را شامل مي شود نظير چاه آب و قنات، باغات و زمينهاي زراعي وكشاورزي، زمين و ابنيه مسكوني، تجاري و اداري، وسايل نقليه، طلا و جواهرات، معدن، كارخانه، كتاب و كتابخانه، فرش و وسايل خانه و ... كه براي مصارف عام خيريه و يا خاص نظير ساخت و نگهداري مسجد، حسينيه، مهديه، حرم و بارگاه ائمه و امامزادگان، آرامگاه مشاهير و ...؛ ساخت و نگهداري مدرسه، كتابخانه، حوزه علميه و ...؛ ساخت و نگهداري بيمارستان و درمانگاه؛ ساخت و نگهداري گرمخانه، نوانخانه، سراي سالمندان، شير خوارگاه، خوابگاه و ...؛ تامين مخارج برگزاري مراسم دعا، عزاداري و جشنهاي مذهبي و ...؛ رسيدگي به امور در راه ماندگان، ايتام و ... وقف گرديده است.
مديريت و راهبري موقوفات در گذشته توسط خلفا، پادشاهان و درباريان صورت مي پذيرفت و در دوران جديد اداره موقوفات در قالب "وزارت معارف، اوقاف و صنايع مستظرفه" و سپس "اداره كل اوقاف" و بعدها "سازمان اوقاف" و "سازمان حج و اوقاف و امور خيريه" و در نهایت "سازمان اوقاف و امور خیریه" تبلور یافته است ولیکن وظايف سازمان مزبور محدود به اداره موقوفات عام و نيز موقوفات خاص فاقد متولي بوده وصرف نظر از اداره موقوفات، فقط "كمك مالي در زمينه تبليغ و نشر معارف اسلامي از محل عايدات موقوفات" در زمره وظايف سازمان مزبور قرار گرفته است، كه به نظر مي‏رسد مصارف مزبور به اين نوع فعاليت بيشتر از محل موقوفات عام صورت مي پذيرد. ولي نكته حائز توجه اينكه سازمان مزبور در زمينه "امور خيريه" كه در عنوان سازمان هم قيد شده است، فعاليت محسوس و قابل توجهی ندارد و اين وظيفه و ماموريت خطير در محاق ساير وظايف و فعاليتهاي جاري سازمان ياد شده بويژه بقاع متبرکه و فعالیتهای قرآنی قرار گرفته است و یا حداقل از دیدگاه مردم اینچنین به نظر می آید.
به هر تقدير و به دليل عدم تبيين و تعبيه سازوكارهاي لازم بمنظور ايجاد زمينه مشاركت تمامي آحاد جامعه (حتي افراد داراي درآمد متوسط و پايين) در وقف و فقدان طرح ريزي مكانيسمي براي اينكه افراد بتوانند به صورت انفرادي و با پرداخت هر ميزان سهم الشركه و قدر السهمي در حد توانايي و بضاعت خود، در شكل گيري موقوفه اي با هدف انجام امور خیریه مشاركت نمايند. فلذا در حال حاضر اينگونه تلقي مي‏شود كه وقف فقط مربوط به متمولين و طبقات درآمدي بالاي جامعه است. به بيان ديگر ساخت و يا واگذاري يك ملك بعنوان يك موقوفه براي مدرسه، مسجد، درمانگاه و ... بصورت انفرادي از حد توان بسياري از افراد جامعه خارج است و سازوكار "وقف جمعي يا گروهي" با احصاء و جمع آوري منابع كوچك افراد خير متعلق به طبقات متوسط و پايين جامعه كه قصد وقف دارند، در حال حاضر فراهم نيست.
به همين اعتبار حجم وقف عام (كه تعيين نوع مصارف ناشي از عوايد موقوفه، در اختيار سازمان متولي اوقاف است) به ميزان وقف خاص (كه نوع مصارف ناشي از عوايد موقوفه توسط واقف تعيين شده است و از يد سازمان متولي اوقاف خارج است) كمتر بوده و تعداد موقوفات مطلقه (كه درآمد آن در اختيار متولي است و حسب تشخيص هزينه مي نمايد) نسبت به موقوفات غير مطلقه (كه نحوه مصرف آن در وقفنامه قيد شده و متولي مكلف به انجام عين آن است) كمتر است و از همه مهم‏تر اينكه آنطور كه در وظايف سازمان اوقاف و امور خيريه نيز مستند است، بخش اعظم عوايد مربوط به موقوفات، صرف نگهداري و توسعه موقوفه و بويژه هزينه‏هاي اداري، مالي و پرسنلي مربوط به سازمان متولي است و در نتيجه، وظيفه‏مندي مشخص و معيني براي اينكه بخشي از عوايد ناشي از موقوفات بويژه در وقفيات عام و مطلقه، صرف تامين نيازهاي اقشار ضعيف و نيازمند جامعه شود، وجود ندارد.
به هر تقدير در حال حاضر عموم مردم فكر مي‏كنند فقط دهك‏هاي بالاي درآمدي و ثروتمندان مي‏توانند يا مي‏بايستي واقف باشند و طبقات متوسط از اين موهبت محروم و مبري هستند و براي وقف مستطيع نيستند، در حالي كه بايستي اين امكان فراهم شود تا هر انسان خيري با هر بضاعتي بتواند بخشي از مال یا اموال خود را وقف كار خير مورد نظر خود نمايد.
از طرفي ما نتوانستيم اين سنت حسنه را به مقوله‏اي روزآمد و مدرن تبديل نماييم و اين امكان را فراهم كنيم كه بتوانيم مبالغ نازل و اموال كوچك را در غالب وقف و براي مصارف خير جذب نماييم. بدين ترتيب بسیاری فكر مي‏كنند تنها افرادي كه به تنهايي توانايي ساخت يك موقوفه (بیمارستان، دانشگاه، درمانگاه، مسجد، مدرسه و ...) را دارند و يا كساني كه چند خانه و ملك دارند، مي‏توانند يكي از آنها را وقف كنند. ولي افراد متوسط اگر مثلاً بخواهند مبالغ كوچكي را وقف امر خيري نمايند اين كار امكان پذير نيست.
در هر حال بنظر مي رسد بايستي راه حلي براي خارج كردن وقف از حالت اشرافی مختص ثروتمندان خارج و آن را به ميان عموم مردم برد و مكانيسمي فراهم كرد تا هر يك از آحاد جامعه بتواند هر ميزان از درآمد، سرمايه يا مال و اموال خود را كه مايل بودند، وقف امر خيرمورد نظر نمايند. زمينه سازي اجرايي و فرهنگ سازي براي ايجاد "موقوفات مشاركتي" و يا "وقفيات جمعی و گروهي" مي‏تواند اين سنت حسنه را از محاق خارج سازد و ظرفيت‏ها وقابليت‏هاي عظيم آن‏را در خدمت كمك به محرومان و مستمندان قرار دهد.
این باور عمومی وجود دارد که وقف چیزی، شبیه حج و مربوط به دهه‏های بالای سنی است و برای افراد جوان و میانسال تعریف نشده است. این باور از آنجا نشأت می‏گیرد که مردم همواره شاهد بوده‏اند که قدرتمندان و متمولین پس از پنجاه سالگی به فکر کار خیر و به جای گذاشتن باقیات صالحات و ایجاد موقوفات می‏افتند و بعضاً موقوفات مربوط به افرادی از طبقات بالای اجتماعی است که در زمان کهولت سن و یا در حال احتضار، احساس می‏کنند که فرزندان به آن‏ها توجه لازم را مبذول نمی‏دارند و یا این حدس و گمان در آن‏ها تقویت می‏شود که در صورت زمین‏گیر شدن و وداع گفتن با دار فانی، ماترک آن ها صرف اموری می‏شود که مورد رضایت آنها نیست. فلذا به فکر وقف مال و اموال خود می افتند.
چه بسا برخی افراد با این تلقی که در صورت فوت آنها و به هنگام انحصار وراثت، بخش قابل توجهی از اموال آن‏ها به عنوان مالیات بر ارث به دولت تعلق خواهد گرفت و یا باعث اختلاف در بین خانواده (همسر و فرزندان، مادر و پدر و سایر وراث) می‏شود و یا به عنوان مال مجهول‎المالک و متروکه به دولت می‏رسد. در اواخر عمر و یا پس از بروز بیماری لاعلاج و از کار افتادگی، نسبت به وقف تمام یا بخشی از مایملک خود اقدام می‏نمایند. به همین دلیل است که وقف نامه‏ها قرابت زیادی با وصیت نامه‏ها دارد.
در هر حال آنچه رایج و معمول است، اینکه بسیاری از وقفیات مشروط به فوت واقف و یا فوت همسر وي بوده و باعث ایجاد این تلقی شده است که، واقف جوان یا میانسال نداریم و متأسفانه نتوانسته‏ایم با بروزرسانی این سنت حسنه که در گذشته کارکرد های بسیاری برای تأمین اقشار ضعیف و نیازمند داشته، این امکان و شایقه را فراهم کنیم که وقف را برای زندگی و زندگان بخواهیم و جوانان و میانسالان را نیز ترغیب به انجام این سنت نمائیم.
یکی از مشکلات مبتلا به مقوله وقف که تبعات و عواقب زیادی در پي داشته و باعث کم اقبالی نسبت به آن و یا کم تأثیری کارکردهای آن شده است، عدم تناسب و سازگاری برخی موضوعات و مصارف وقف نامه‏ها با شرایط و نیاز روز جامعه و یا عدم توجه آن‏ها به نیازهای روزمره اقشار ضعیف و نیازمند می‏باشد. به طور مثال در حال حاضر در برخی مناطق کشور بیمارستان‏ها و درمانگاه‏های موقوفه مازاد بر نیاز منطقه مشاهده می‏شود که واقف و مقامات و مسئولین محل به دنبال راه اندازی آن هستند و در این ارتباط حتی به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و یا سازمان‏های بیمه‏گر برای پذیرش مدیریت و راهبری آن و تأمین هزینه‏های جاری مربوطه فشار می‏آورند و بعضاً ظرفیت‏ها و تجهیزات موجود در آنها مازاد بر نیاز منطقه و خارج از سطح‏بندی می‏باشد. در حالی که در همان مناطق نیاز مبرمی به مدرسه وجود دارد و کودکان آنها بلحاظ عدم دسترسی به مدرسه، دچار فقر و محرومیت می شوند و قس علیهذا.
یکی از آسیب‏های دیگر موجود درباره مقوله وقف بویژه در موقوفات خاص و غیر مطلقه، اینست که در گذر زمان موضوع وقفنامه از سازگاری و امکان پذیری لازم با شرایط روز برخوردار نیست و یا با توجه به بروز نیازهای جدید و یا مشکلات حاد اقشار ضعیف و نیازمند، پاسخگو نیست (بعنوان مثال وقف آب انبار و یا حمام عمومی در زمان گذشته بسیار مفید و اثر بخش بوده، ولی در حال حاضر موضوعیت ندارد.) و هنوز نتوانستیم برای این امر راهکاری بیاندیشیم تا بتوان وقف را در خدمت نیازهای اساسی و اولویت دار قاطبه مردم بویژه افراد و اقشار نیازمند قرار دهیم و اين انعطاف را ايجاد نماييم كه متناسب با نيازهاي روز و اولويت دار مردم نيازمند از محل عوايد موقوفات، هزينه كنيم.
اگر چه وقف و یا هنجار‏ها و سنت‏های مشابه با آن در تمدن ایرانی و نیز در سایر ادیان بویژه ادیان الهی وجود داشته و نمونه‏های بسیار زیادی را مي‏توان در ادب و تاریخ ایران و نیز پیشینه ادیان موصوف یافت و لیکن این طرز تلقی که وقف مختص مسلمانان است و سازمان اوقاف و امور خیریه صرفاً موقوفات مربوط به مسلمانان را تمشیت و تدبیر می‏کند و یا بدین علت که در وظایف سازمان مزبور آمده است که عواید حاصل از موقوفات بایستی صرف اعتلای فرهنگ اسلامی شود؛ باعث شده است که ما نتوانیم از تمام ظرفیت‏ها و قابلیت‏هاي سنت حسنه وقف برای جلب نظر متدینین سایر ادیان و بویژه ایرانیان مقیم خارج از کشور استفاده کنیم. اگر بتوانیم مقوله وقف را عمومیت ببخشیم و تلاش کنیم سازوکاری فراهم کنیم برای این که عواید حاصل از وقف، مستقیماً در خدمت تأمین معیشت و سلامت و رفع مشکلات مردم نیازمند مورد نظر واقفین قرار گیرد می‏توانیم تمام ایرانیان و حتی افراد غیر ایرانی که قصد خیر داشته و می‏خواهند چیزی را وقف کنند، برای رفع نیازها و حوائج مردم جذب کنیم.
چه بسیارند ایرانیان خارج از کشور که بهر دلیل و بنا بر ملاحظاتي با سازمان اوقاف و امور خیریه زاویه دارند، ولی دل در گرو تمدن ایران و ایرانیان داشته و دل آنها برای کشورشان و یا حتی مردمان بومی منطقه خود (محله، شهر یا روستای محل تولد) می‏تپد و می‏خواهند بخشی از مال و اموال خود را برای ایجاد رفاه و تأمین سلامت و معیشت مردم منطقه مورد نظر اختصاص دهند ولیکن بنا بر ملاحظات موصوف از وقف اموال و املاک خود پرهیز می کنند و صرفاً آن را براي ساختن بیمارستان و درمانگاه و نظایر آن صرف می‏نمایند، در حالی که مردم آن منطقه نیازهای اضطراری و مهمتری دارند.
در حال حاضر با توجه به اینکه غالباً در موقوفات خاص، متولی تعیین شده و متولیان هر موقوفه برای خود سازمان اداری خاص خود تشکیل می دهند. بلحاظ عدم وجود صرفه جویی در مقیاس و بروز دیوان‏سالاری و بروکراسی، بخش اعظم عواید حاصل از موقوفه، صرف تأمین هزینه‏های اداری و تشکیلاتی سازمان متولی آن می‏شود و وجوه مازاد مورد نیاز جهت انجام موضوع وقف و یا صرف امور خیریه شکل نمی گیرد. فلذا در چنین حالتی تمام تلاش متولی مصروف تحصیل عواید بیشتر برای ارتزاق سازمان متولی می‏شود و در بهترین حالت، عواید موقوفه تنها صرف توسعه بنا و املاک موقوفه می‏شود و منبع قابل توجهی برای رسیدگی به امور محرومان و مستمندان شکل نمی‏گیرد.
در ارتباط با موقوفات خاص و غیر مطلقه که در گذر زمان از موضوعیت خارج می‏شوند و یا بلحاظ قدمت بنا و ... نیاز به بازسازی و نوسازی دارند، از یک طرف نگهداشت و یا تجدید بنای عین موقوفه امکان پذیر نیست و از سوی دیگر برای"تبدیل به احسن" موقوفه شرایط و لوازم صعب و پیچیده‏ای بایستی فراهم شود و برا ی این منظور مي‏بایست احکام شرعی مربوطه متناسباً بروز رسانی می‏گردید، كه نشده است.
بلا موضوع شدن موضوعیت وقف نامه و يا مجهول التوليه شدن موقوفات نیز یکی دیگر از مشکلات و آسیب‏های مقوله وقف در جامعه امروزي است که در نتیجه یا موقوفات متصرف پیدا می‏کند و یا سازمان حج و اوقاف و امور خیریه اداره آن‏ها را به عهده می‏گیرد و یا شهرداری‏ها متولی آن می‏شوند و بروز اين مسأله باعث كم اقبالي مردم به انجام وقف مي‏شود.
آنچه که از آسیب شناسی پدیده وقف در ایران می‏توان نتیجه گرفت اینست که این پدیده به شدت نیازمند روزآوری و تغییر دیدمان است و بایستی بتواند نقش‏ها و کارکردهای خود را با شرایط روز جامعه وفق دهد و می بایست سازوکاری را برای تامین مالی خرد ازطریق وقف جهت انجام امور خیریه فراهم ساخت. بهمین سبب ایده شکل‎گیری موسسه وقفی با دو حوزه کاری در بخش منابع شامل حوزه وقفی کلان (با هدف جذب منابع مالی و یا موقوفات ثروتمندان) و حوزه وقفی خرد (با رویکرد تامین مالی خرد و جذب منابع قلیل طبقه متوسط جامعه) قابل طرح و امکانسنجی است:
جامعه هدف مورد انتظار موسسه وقفی (طرح استطاعت پذیر کردن وقف) در حوزه وقف املاک و مستغلات عبارتند از:
خانواده‏هایی که قصد دارند املاک خود را وقف نمایند ولیکن نیاز دارند تا قبل از فوت در املاک خود سکنی گزینند و یا از عواید آن بهره‎مند باشند، خانواده هایی که واجد چندین فقره املاک و مستغلات می‎باشند و قصد کار خیر دارند، افراد و خانوارهایی که قصد وقف دارند ولیکن توان مالی ایجاد یک موقوفه بصورت کامل را ندارند و می‌خواهند بصورت مشارکتی به امر وقف بپردازند، خانوارهای تک سرپرست، خانواده های فاقد فرزند، خانواده هایی که فرزندان آنها مقیم خارج از کشور می‎باشند، خانواده هایی که فرزندان آنها از تمکن مالی بسیار بالایی برخوردارند و نیازی به ارث و ماترک والدین ندارند، خانواده‎هایی که فرزندان آنها از رسیدگی به والدین خود استنکاف می ورزند و خانواده هایی که دارای املاک مسکونی گران قیمت می باشند ولی در تامین هزینه های جاری خود ناتوان هستند.
در حالت اول این طرح افراد، املاک و مستغلات خود را نزد موسسه وقفی بصورت مشروط و مقید وقف می نمایند تا پس از فوت آنها به تملک موسسه وقفی درآید و عواید حاصل از آن برای اهداف و مصارفی که واقف تعیین نموده، از طریق موسسه هزینه گردد.
در حالت دوم این طرح، به منظور برقراری مستمری که در قالب نظام چند لایه تامین اجتماعی برای لایه های بیمه مازاد و مکمل (مضاعف) تعریف می شود، افراد املاک و مستغلات خود را نزد موسسه وقفی، امانت می گذارند و براساس ارزیابی قیمت ملک، تا مادامی که در قید حیات هستند مستمری ماهانه دریافت می کنند و پس از فوت، املاک و مستغلات موصوف به تملک موسسه در می آید. بعبارت دیگر تسهیلات مالی را بصورت قسطی دریافت می نمایند و بازپرداخت آن پس از فوت آنها بصورت یکجا با تملک ملک توسط موسسه صورت می پذیرد و از منظر احتمال میزان مستمری پردازی (مدت متغیر براساس طول زندگی از زمان انعقاد قرارداد) این طرح را می توان نوعی بیمه عمر و سرمایه گذاری یا بیمه عمر و پس انداز یا به عبارتی "بیمه عمر و تسهیلات مستمری" نامید.
و در حالت سوم افراد سپرده های بانکی خود را به وقف نزد موسسه وقفی می گذارند تا از محل رسوب سپرده های موصوف به افراد نیازمند تسهیلات پرداخت گردد و یا از محل عواید حاصل از آنها، کمک بلاعوض به نیازمندان صورت پذیرد و در حالت چهارم افراد سپرده های بانکی خود را به وقف نزد موسسه وقفی می گذارند تا پس از فوت آنها، مانده سپرده ازطریق موسسه وقفی صرف انجام کار خیر شود و در نهایت افراد می توانند مبالغ خرد و کوچک خود را نزد موسسه وقفی بسپارند تا با تجمیع آنها، نسبت به احداث موقوفات یا انجام کار خیر مورد نظر اقدام شود.
همچنین برای تعالی بخشی مقوله وقف پیشنهاد می‏گردد که از محل عواید حاصل از امورات خیریه و فعالیت‏های نیکوکارانه مورد نظر واقفین موصوف در زمینه تسهیلات قرض‎الحسنه اشتغال، ازدواج، مسکن، تحصیل و ... سامان می‏یابد؛ که این نوع کمک‏ها بیشتر جنبه کارگستری، کارگشائی و توانمندسازی دارد.
این قبیل مشتریان می‏توانند به موسسه وقفی اجازه ‏دهند که در صورت فوت آنها، تمام یا بخشی از آخرین موجودی آنان در بانک، مربوط به موسسه وقفی تعلق گرفته و نوعی وقف دائم تلقی ‏شود تا عواید حاصل از آن در امور خیریه نظیر اعطای تسهیلات قرض‏الحسنه صرف شود.
به بیان دیگر، صرفنظر از وقف اموال منقول (نقد، انواع پول و شبه پول، طلا و سکه و...) می توان این امکان را فراهم کرد که افراد املاک و مستغلات (زمین، مسکن و...) خود را نزد موسسه وقف نمایند تا قبل یا پس از فوت آنها، عواید حاصل از آن صرف امور خیر شود. همچنین می توان امکانی فراهم نمود که در ازای وقف املاک و مستغلات تا زمان فوت واقف، مبلغی بعنوان مستمری به وی پرداخت شود و پس از فوت ملک به تملک موسسه برای انجام امور خیریه درآید.
بدین ترتیب وقف استطاعت پذیر شده و به متن زندگی مردم می‏آید و حتی در بین طبقات متوسط و پایین امکان پذیر می‎گردد و همچنین منابع حاصل از موقوفات نیازهای جاری و روزمره محرومان و نیازمندان را پوشش می‏دهد و موسسه وقفی بعنوان متولی و امین موقوفات افرادی تلقی خواهد شد که قبل از مرگ و با نیت وقف، مال و اموال خود را نزد موسسه وقفی به ودیعه نهاده‎اند و نیز واسطه خیر افرادی خواهد شد قصد وقف منابع مالی خرد و کوچک خود برای انجام کار خیر را دارند.
چه بسا افراد خیر و نیکوکاری که قصد وقف دارند ولي مال و اموال مورد نظر آنها به تنهائی برای ساخت یک موقوفه (مسجد، مدرسه، درمانگاه، بیمارستان و...) کفایت نمي‏کند. در چنین حالتی موسسه وقفی، بعنوان کارگزار و مباشر مشتریان خیر و نيكوكار خود، با جمع آوری اموال وقفی کوچک و پراکنده واقفان نسبت به احداث موقوفات مورد نیاز جامعه اقدام می‏نماید. موسسه وقفي راه حلي است براي رفع برخي از كاستي‏ها و نارسائي‏هاي موجود در ارتباط با سنت وقف و باعث احياء و بازيابي نقش و كاركردهاي آن مي‏گردد. وجود موقوفات متروكه، مجهول التوليه و بلا استفاده يا موقوفاتي كه در گذر زمان موضوعيت خود را از دست داده‎اند و تبديل به احسن آنها نيز دچار مضايق و محدوديت‏هايي است و بويژه عدم تطابق موضوع موقوفات با نياز روز تنگدستان و نيازمندان از جمله آسيب هاي فراروي مقوله وقف است، كه با شكل گيري موسسه وقفی پیشنهادی بسياري از اين نواقص و كاستي‏ها مرتفع خواهد شد.
بطور عرفي و معمول جهت احصاء عوايد حاصل از موقوفات، بايستي متولي يا افراد امين و خبره اي ساماندهي شوند تا اراضي، املاك، مستغلات و اماكن تجاري و مسكوني و ... موقوفه را اجاره داده و مبالغ اجاره را دريافت نمايند تا برابر نيات واقفان و شرايط مندرج در وقفنامه‏ها در موضوعات تعيين شده از سوي واقف هزينه شود، بهترين ابزار براي انجام اين عمليات با توجه به تنوع و پراكندگي و تخصصي بودن امور مرتبط مي‏تواند، شكل‏دهي موسسه وقفي پیشنهادی باشد.كه با كمترين هزينه‏هاي سربار به انجام اين مهم بپردازد و مكانيسم‏هاي طراحي شده در بانك مزبور به گونه‏اي خواهد بود كه موقوفات آن هيچگاه با مشكلاتي از قبيل متروكه شدن، بلااستفاده و بلا موضوع شدن و مجهول التوليه شدن و ... ( كه در حال حاضر مبتلا به موقوفات سنتي قديمي است) مواجه نخواهند شد.
مراحل کلی تاسیس موسسه وقفی پیشنهاد عبارتند از:
1- تعدادي از اشخاص حقيقي و حقوقي با وقف بخشي از مال و اموال مورد نظر خويش، براي تاسيس موسسه وقفي بعنوان هيات موسس (در شرف تاسيس) اقدامات اوليه جهت تاسيس موسسه مزبور و اخذ مجوزات لازم از مبادي ذيربط بويژه سازمان اوقاف و امور خیریه را بعمل مي آورند.
تبصره 1: در این مرحله بایستی یک مجوز خاص برای شکل‏دهی موسسه وقفی از مبادی ذیربط نظام اخذ شود و انحصار این روش به موسسه وقفي موصوف اعطا گردد.
تبصره 2: همچنین بایستی فرایند وقف سپرده های بانکی و املاک در قالب این موسسه ازطریق اخذ مجوز با انعقاد تفاهم‎نامه به تائید بانک مرکزی رسیده و به کلیه بانکها ابلاغ گردد.
2- هيات موسس پس از فراهم شدن مقدمات تاسيس موسسه مزبور، با اعلام عمومي پذيره نويسي سهام وقفي و يا اوراق مشاركت وقفي تمامي آحاد جامعه را كه علاقمند به مشاركت در اين اقدام خداپسندانه مي‏باشند، دعوت مي‏نمايد تا بعنوان واقف در تاسيس موسسه وقفي مساعدت نمايند. اين امكان براي واقفين مزبور فراهم مي‏شود تا علاوه بر اموال منقول و وجوه نقد،‌ طلا و مسكوكات، اسباب و اثاثيه بتوانند ابنيه و مراكز تجاري و اداري خود را جهت تاسيس شعب موسسه وقفي، وقف نمايند.
3- موسسه وقفي از منظر هيئت مؤسسين و نيز دارندگان سهام و اوراق پذيره وقفي يا اوراق مشاركت وقفي، غير انتفاعي و تابع قوانین و مقررات موضوعه از جمله ماده 584 قانون تجارت خواهد بود.
4- پس از تاسيس موسسه وقفی و آغاز عمليات اجرایی آن، طيفي از سپرده‏هاي وقفي در بانكها برای موسسه تعريف مي‏شود اعم از سپرده وقفي براي اعطاي تسهيلات ازدواج، اشتغال، وديعه مسكن، خريد و ساخت مسكن، هزينه هاي درماني و... كه واقفین وجوه خود نزد بانكها را نزد موسسه وقفی به وديعه و امانت بگذارند (مشابه وجوه اداره شده) و موسسه وقفی اجازه يابد از محل آنها و یا عواید حاصله تسهيلات بپردازد.
5- شبكه‌اي از معتمدين محلي و افراد امين كه مي‏توانند از بين واقفين انتخاب شوند، موسسه وقفي را در زمينه شناسايي و معرفي و يا تائيد اضطرار و اولويت افراد نيازمند براي دريافت تسهيلات موسسه، همياري و همراهي خواهند نمود.
تبصره: موسسه می‏تواند فرایند نیازمندیابی فعال را از طریق سازمان‏های خیریه موجود و یا سمن های (NGO- ها) مورد اعتماد خود به انجام برساند.
علی حیدری
نائب رئیس هیات مدیره
سازمان تامین اجتماعی