دیپلماسی نیز همانند بسیاری از مفاهیم دیگر که در معرض پدیده های مستحدثه دنیای حاضر نظیر جهانی سازی، جامعه دو فضایی قرار گرفته و با توجه به شرایط عصری حاکم بر جهان و روابط بین الملل دچار تطورات و تغییرات بنیادین شده اند، طی سنوات اخیر انواع جدیدی را بخود دیده است.

علاوه بر دیپلماسی سنتی انواع و تعاریف جدید این مفهوم عبارتند از دیپلماسی عمومی، تله دیپلماسی، سایبر دیپلماسی، دیپلماسی آشکار، دیپلماسی مجازی، دیپلماسی شبکه ای، دیپلماسی دیجیتال و... که از این جمله، دیپلماسی عمومی نشر و بسط بیشتری یافته و به نحو عملیاتی تری در ایران مطرح شده است و از منظر دیگر می توان دیپلماسی های مبتنی بر ابزارهای هوشمند و چند رسانه ای را در یک حوزه و در زیر مجموعه دیپلماسی مجازی دانست. بدینترتیب دسته بندی کلی دیپلماسی شامل دیپلماسی سنتی، عمومی ومجازی خواهد بود.
بدیهی است گروه دیپلماسی های مجازی می تواند هم برای دیپلماسی سنتی و هم برای دیپلماسی عمومی کاربرد داشته باشد. برای دیپلماسی عمومی که از حدود نیم قرن بیش توسط المون گولیون در آمریکا مطرح شده است، تعاریف متعدد و مختلفی ارائه گردیده است. ولی بطور کلی دیپلماسی عمومی عبارتست از " ارتباطات معطوف به منافع ملی یک کشور، از طریق ارتباط با مردم خارج از مرزهای جغرافیایی"، با این تعریف مسائلی از قبیل اعطای مزیت های تحصیلی(شامل اعزام و پذیرش دانشجو)، تعاملات و ارتباطات میان فرهنگی، تبادلات هنری و... می تواند در حوزه دیپلماسی عمومی تعریف شود. از منظری دیگر می توان دیپلماسی عمومی را عملیات روانی یا عملیات باز مهندسی اجتماعی یک کشور(مبدأ) در قبال مردم کشوری دیگر (مقصد) دانست که منجر به تقویت جایگاه، اصلاح نوع نگاه، ایجاد علاقه یا تمایل و... نسبت به کشور مبدأ نزد مردمان ساکن در کشور مقصد می شود و باعث تقلیل یا کم رنگ کردن احساسات ضدیت گرایانه مردم کشور هدف نسبت به کشور مبدأ می گردد.
بطور کلی رویکرد اساسی در دیپلماسی جلب نظر، ایجاد علقه و یا برقراری مزیت واقعی یا صوری از سوی یک کشور برای یک کشور دیگر است که این مزیت یا متوجه حاکمیت و مقامات رسمی کشور هدف است، یا اینکه متوجه مردم بطور اعم یا برخی گروهها، الیت ها و اقلیت های جامعه بطور اخص می باشد. اگر از این منظر به موضوع دیپلماسی نگاه کنیم بنظر می رسد ارائه خدمات تأمین اجتماعی و پوشش های بیمه اجتماعی می تواند یکی از مزیت هایی باشد که در قالب دیپلماسی قرار گیرد و از طریق یک کشور برای اتباع کشور هدف فراهم شود و بدینترتیب مفهوم نوینی را شکل خواهد گرفت تحت عنوان" دیپلماسی اجتماعی "(Social Diplomacy) که در قالب آن کشور میزبان با ارائه خدمات تأمین اجتماعی و پوشش های بیمه اجتماعی برای اتباع سایر کشورها نسبت به جلب نظر با ایجاد علقه در آنها اقدام نموده و بدینترتیب نوعی باز مهندسی اجتماعی صورت می پذیرد. در نقطه مقابل نیز کشوری که اتباعش در سایر کشورها بطور موقت مقیم هستند، می تواند با ایجاد زمینه تداوم خدمات تأمین اجتماعی و پوشش های بیمه اجتماعی برای آنان، نوعی باز مهندسی اجتماعی معکوس را شکل داده و به تقویت عرق و حمیت ملی آنان کمک کند.
بطور مثال عده ای از معاودین، معارضین و مهاجرین عراقی که طی دوران جنگ تحمیلی در ایران مقیم و شاغل بوده اند و برای آنها حق بیمه پرداخت شده است، در حال حاضر تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی قرار داشته و با مراجعه به شعب مستقر در شهرهای همجوار مرز عراق مستمری دریافت می نمایند که این امر می تواند نوعی دیپلماسی اجتماعی تلقی شود. ولی بهر تقدیر این موضوع در مورد سایر اتباع خارجی مقیم ایران بویژه اتباع کشور افغانستان اتفاق نیافتاده است. طرفه آنکه ایران و افغانستان سابقه تمدنی و تاریخی زیادی داشته و این قدمت بدان سبب است که جزو فلات مرکزی ایران بوده و پس از دوران یخبندان و باران زودتر از سایر نقاط جهان از آب سر بر آورده اند.
بیش از سه دهه است که پس از تجاوز شوروی سابق به افغانستان(و حتی قبل از آن)، ایران با پدیده مهاجرت و اشتغال اتباع کشور افغانستان مواجه است و هنوز نیز بر طبق آمارها بیش از سه میلیون نفر اتباع افغانستان در ایران سکنی دارند که تنها یک میلیون نفر از آنها بطور قانونی بوده و بر اساس برآوردها حدود 15 درصد از مردم افغانستان در ایران زندگی و کار می کنند و تشابهات نژادی، فرهنگی، دینی و زبانی بین مردم افغانستان و ایران و دوره طولانی حضور گسترده اتباع افغانستان در ایران باعث گردیده است که در حال حاضر ایران با پدیده خانواده های دو تابعیتی ایرانی – افغانی زیادی مواجه شود. بویژه آنکه در ایران بهر تقدیر در مورد مهاجران و آوارگان افغانی، عراقی و... از مکانیسم اسکان در اردوگاه کمتر استفاده شده و افراد موصوف در متن جامعه و بطن محیط کار حضور یافته اند و در حال حاضر اتباع کشور افغانستان یکی از مؤلفه های تأثیرگذار در بازار کار ایران می باشند و قدمت حضور و کار آنان باعث شده است که دیگر حضور آنان منحصر به بازار کارگر ساده نیست و در حوزه های مهارتی، تخصصی و حرفه ای نیز حضور دارند و حتی در بازارهای صنعتی ، توزیعی و خدماتی نیز مشاهده می شوند.
از منظر دیگر در حال حاضر ایران هم در محیط های دانشگاهی و هم در محیط های حوزوی پذیرای دانشجویان زیادی از اتباع کشورهای دیگر بویژه افغانستان بوده و بطور طبیعی این افراد تحصیلکرده طی دوران تحصیل و پس از آن در محیط های کاری کشور حضور می یابندو لازم است برای برقراری پوشش های بیمه اجتماعی آنان فکری نمود و با اعمال "دیپلماسی اجتماعی" زمینه ای را فراهم کرد تا علقه و علاقه آنان به ایران و... نهادینه و مستمر باشد.
بهر تقدیر و بنابر آموزه های دینی و ملی و نیز بر اساس قوانین بین المللی و نیز همچنین قانون اساسی بایستی برای ارائه خدمات تأمین اجتماعی(شامل امور امدادی، حمایتی و بیمه ای) به اتباع خارجی مقیم ایران راهکاری اندیشید و اقدام کرد. به احکام ناظر بر این موضوع در اعلامیه جهانی حقوق بشر، اسناد توسعه هزاره، مقاوله نامه های بین المللی و اصل کارشایسته و نیز اصول قانون اساسی و همچنین تبصره 3 ماده 1 قانون ساختار جامع رفاه تأمین اجتماعی اشاره شده است. بدینترتیب که به استثناء منع مطلق ثبت شرکت از سوی خارجی ها(اصل81)، مشروط شدن استخدام کارشناس خارجی به مصوبه مجلس(اصل 82) و منع مطلق استخدام خارجی ها در نیروهای نظامی(اصل 145) که شامل احکام سلبی در مورد اتباع بیگانه است، در سایر اصول بویژه اصل 154 که مأموریت جمهوری اسلامی را سعادت انسانها در کل جامعه بشری می داند و بند 16 اصل سوم که به تعهد برادرانه نسبت به مسلمانان و حمایت بی دریغ از مستضعفان می پردازد و بویژه اصل 14 که رعایت اخلاق حسنه و قسط و عدل و نیز رعایت حقوق انسانی افراد غیر مسلمان را وظیفه دولت و مردم می داند، ناظر به بحث لزوم ارائه فراگیر پوشش های تأمین اجتماعی( قلمروهای امدادی، حمایتی و بیمه ای) به اتباع بیگانه مقیم ایران می باشد و صد البته قبل از ایجاد فراگیری پوشش اتباع غیر ایرانی بایستی این فراگیری را در خصوص ایرانی های مقیم ایران و خارج فراهم ساخت.
بهر تقدیر در آموزه های ایرانی و اسلامی موارد زیادی از حقوق خارجی های مقیم ایران و حتی جهانگردان وجود دارد. بطور مثال در حدیث است که وقتی پیامبر(ص)برای جنازه فردی از جا برخاست و ایستاد، اصحاب گفتند یهودی است، ایشان فرمودن:" الیست نفساً" آیا انسان نیست؟(مجلسی 1403، 78، 273) و نیز در روایت داریم که حضرت رسول اکرم(ص) به حضرت علی(ع) توصیه می فرمایند ای علی همسایه ات را! گرامی بدار، گرچه کافر باشد( جوادی آملی – مفاتیح الحیات – ص 346) و همچنین این روایت که از حضرت علی(ع) نقل شده است:
" تا هنگامیکه یک جهانگرد بیگانه در کشور اسلامی به سر می برد دولت مسلمان موظف به تأمین آسایش و رفاه اوست اگر هم یک جهانگرد خارجی در کشور اسلامی دچار حادثه شده و دارایی خود را از دست بدهد، دولت اسلامی موظف به تأمین معیشت و خسارت اوست" که با حکم"ابن السبیل" یعنی در راه ماندگان در سوره توبه آیه 60 مطابق دارد. با همین رویکرد ابوالحسن خرقانی بر سر در خانه اش نوشته بود" هر که در این سرای درآید نانش دهید و دینش نپرسید که هر که در این جهان نزد خدای به جانی ارزد در این سرای نزد بولحسن به نانی ارزد"
بهر تقدیر بنظر می رسد مجلس و دولت محترم بایستی برای نحوه اقدام در خصوص اتباع بیگانه مقیم ایران نسبت به بازنگری قوانین مربوطه اقدام نماید چراکه غالب قوانین موضوعه از قدمت بالایی برخوردار است و بروز رسانی نشده است و با شرایط و مقتضیات روز مطابقت ندارد( قانون تابعیت مصوب 1314، آئین نامه زناشویی اتباع بیگانه 1345، آئین نامه پناهندگان 1352، آئین نامه استملاک توسط خارجی ها و...) و در این میان لازم است قوانین مناسبی جهت ایجاد پوشش های تأمین اجتماعی در قلمروهای امدادی، حمایتی و بیمه ای برای اتباع خارجی مقیم ایران پیش بینی شود.
در حوزه بیمه های اجتماعی اگر چه وجود شرط عمل متقابل و نیز پذیرش مقاوله نامه های بین المللی و همچنین وجود معاهدات طرفینی برای اجرا از سوی سازمان تأمین اجتماعی لازم است ولیکن در خصوص اتباع کشور افغانستان که در ایران مقیم و غالباً شاغل می باشند، با توجه به وسعت و قدمت حضور و بویژه با توجه به امتزاجی که بین اتباع ایرانی و افغانی حاصل شده و منجر به شکل گیری خانواده های دو تابعیتی گردیده است، بنظر می رسد بایستی دولت و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بررسی ها و اقدامات مقتضی را انجام دهند.
بویژه آنکه در حال حاضر عدم الزام به پرداخت حق بیمه تأمین اجتماعی بابت اتباع افغانی، باعث ایجاد زومینه برای فرار بیمه ای شده و بسیاری از کارفرمایان در بازرسی ها و... حتی کارگران ایرانی خود را افغانی قلمداد تا از پرداخت حق بیمه آنان طفره بروند و علیرغم اینکه وفق قانون و آئین نامه های مربوط به ساماندهی نیروی کار خارجی بویژه در مورد کارگران غیر مجاز و فاقد مجوز اشتغال مراتب مستلزم برقراری جریمه نقدی ، جزایی و... می باشد، ولی بعلت عدم ایفای وظیفه از سوی متولیان بازار کار، بکارگیری نیروی کار خارجی غیر مجاز حتی مشوق هم دارد و کارفرمای خاطی را از پرداخت حق بیمه معاف و مبرا می سازد.
مخلص کلام اینکه ایران طی چند دهه اخیر به خیلی از کشورها و اتباع بیگانه آنها کمک کرد و می کند ولی غالباً در عرصه سیاست و نیز در زمینه انتفاع اقتصادی پس از پیروزی افرادی که از سوی ایران حمایت شدند، چندان توفیقی نیافت. بطوریکه در خصوص افغانستان علیرغم معاهده پاریس و معاهده سال 1351 و حقابه ایران از هیرمند، افغانستان پس از پیروزی بر شوروی و استقرار حکومت از سوی کسانی که با حمایت های ایران به پیروزی رسیدند، با زدن سد کجکی بر هیرمند از یک طرف هامون یکی از تالاب بین المللی ایران را خشکاند و از طرف دیگر با استفاده از آب هیرمند در پایین دست سد کجکی برای کشت و آبیاری خشخاش، ریشه جوانان ایرانی را خشکاند و می بینیم که در دیپلماسی سنتی و عمومی نتوانسته ایم توفیق زیادی در افغانستان به دست بیاوریم فلذا بهتر است به دیپلماسی اجتماعی بپردازیم.
بهرتقدیر بخشی از مردم افغانستان (حدود سه نسل) در ایران سکنی یا اشتغال داشته و دارند و بسیاری از الیت های جامعه افغانستان اعم از سیاسی، فرهنگی ، هنری، مذهبی ، ورزشی و... در ایران زندگی کرده اند و الان یا جزء طبقات متوسط و بالای افغانستان هستند و یا در سایر کشورها زندگی می کنند و بنظر می رسد اگر این افراد تحت پوشش بیمه های اجتماعی قرار می گرفتند صرفنظر از انطباق با آموزه های دینی و ملی و احکام قانونی بین المللی و ملی برای پوشش تأمین اجتماعی اتباع خارجی مقیم ایران، پیش بینی سازوکارهای متناسب ومقتضی برای این امر و برقرارسازی پوشش های تأمین اجتماعی برای این افراد، می تواند در پیشگیری از آسیب های اجتماعی، جلوگیری از قاچاق و... موثر باشد و همچنین می تواند ضمن ساماندهی نیروی کار خارجی، مانع از فرار بیمه ای کارفرماهای متخلف گردد. با شکل گیری" دیپلماسی اجتماعی" ایران می تواند نسبت به باز مهندسی اجتماعی اقدام نماید و تأثیرگذاری خود را در این افراد نهادینه سازد.
این نکته از آنجا اهمیت می یابد که ایرانیها در دوره مادها مکانیسم بیمه و تعاون تحت عنوان کورتش ها (کارگران و کشاورزان مستمندی که همه چیز خود را از دست داده و بصورت دسته جمعی کار می کردند و در صورت مردن فرد یا ضعف او برای کار، سایر اعضای خانواده نسق تعاونی را می دادند و خانواده از مزایا برخوردار می شد و نیازهایش رفع می گردید که نوعی نظام بیمه ای مبتنی بر نهاد خانواده است نه فرد) داشته اند و همچنین تنظیم روابط کارگر و کارفرما در تاریخ باستانی ایران به نحوی بود که داریوش در کتیبه ای می گوید " در دوره او کارگر و کارفرما هیچکدام برهم ظلم نکردند" و ایرانیان از جمله اولین امپراطوری ها و تمدنهایی بودند که کارگران سایر ملل را بعنوان کارگر و نه برده بکار می گرفتند و آنچنان با مردم خود و مردم سایر کشورهایی که تحت استیلا و سیطره خود داشتند به عدالت رفتار می کردند که کلمه"داد" از هخامنشی به بابل و مذهب آنان سرایت و در کتاب"عزرا" نقل شده است[1] و شایسته نیست که قرن ها بعد این آموزهای دینی و ملّی به کنار گذارده شود.
سازمان تأمین اجتماعی چندی است در زمینه بیمه های اجتماعی اتباع ایرانی مقیم خارج و اتباع خارجی مقیم ایران مطالعات، بررسیها و اقدامات مقدماتی انجام داده است ولیکن بنظر می رسد بایستی گامهای جدی تری از سوی مجلس و دولت بویژه در تأمین منابع و نیز فراهم سازی سازوکارها و زیر ساختهای قانونی، مدیریتی و... برداشته شود.