مرده باد فساد
طی چند ماه گذشته و پس از اخذ رای اعتماد کابینه چهاردهم و انتصاب جناب آقای دکتر میدری به عنوان وزیر تعاون ، کار و رفاه اجتماعی بازار اخبار و شایعات درست و غلط در خصوص تعیین مدیرعامل جدید سازمان تامین اجتماعی داغ بود که قصد پرداختن به آنها را ندارم و فقط به یک مورد مرتبط با خودم به جهت تنویر افکار عمومی می پردازم که برخی افراد معلوم الحال و بویژه افراد غیر سازمانی که در دوره مدیرعاملی مرحوم دکتر نوربخش از بیرون به سازمان تامین اجتماعی و توابع آن وارد شدند و من به لحاظ کارشناسی و رعایت صرفه و صلاح سازمان در مقابل برخی مفاسد و اقدامات خلاف آنها ایستادگی کرده بودم ، مستقیما و یا با به خدمت گرفتن برخی از کارکنان شاغل و بازنشسته ، اینجانب را تخریب و در همین مسیر ، شائبه و شایعه ای در خصوص اختلاف نظر و مشکل آقای دکتر میدری با اینجانب یا بالعکس را مطرح ساختند و در شبکه های اجتماعی و در بین افواه همکاران منتشر ساختند و به همین سبب لازم دانستم پس از " افتادن آب ها از آسیاب " در این زمینه توضیحات لازم را ارائه نمایم .
متعاقبا در یادداشتهای دیگری به علل اصلی و واقعی مخالفت برخی از افرادی که خودشان ویا سمپات های آنها در ستاد انتخاباتی رئیس جمهور محترم ، شورای عالی راهبری انتصابات ، کمیته امور اجتماعی ، کارگروه رفاه و تامین اجتماعی ستاد ایشان و کمیته انتصابات وزارت تعاون کار ورفاه اجتماعی حضور داشتند و غالبا ذیمدخلان ، ذیربطان و ذینفعان پرونده شرکت " وامد " اتریش ، پرونده شرکت" اوکلانر" سنگاپور ، پرونده شکستن انحصار شرکت "تماد "هستند ، پرونده بخشش میلیاردی بدهی دانشگاه آزاد علوم پزشکی یزد پرونده فیون فرانسوی حامی اسرائیل و فروش سهام رایتل ، پرونده فروش شرکت ملارد و... هستند ، به تفصیل خواهم پرداخت و اما بعد :
اولین آشنایی و مواجهه من با جناب آقای دکتر میدری برمیگردد به سال 1380 در دفتر جناب آقای دکتر ستاری فر معاون وقت رئیس جمهور و رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور ( که از ادغام سازمان برنامه و بودجه و سازمان اداری و استخدامی کشور ایجاد شده بود ) .در آن مقطع طرح و لایحه " ساختار نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی " و ایجاد " وزارت رفاه و تامین اجتماعی " در مجلس مطرح بود و برای تصویب آن یک کمیسیون تلفیق تشکیل شده بود که رئیس آن مرحوم مهندس شمس وهابی نماینده وقت تهران بود و نایب رئیس آن آقای دکتر میدری نماینده وقت آبادان و دبیر یا مخبر آن آقای دکتر مرتضی خیرآبادی و گزارش شور اول کمیسیون تلفیق مصوب و منتشر شده بود که ضمن تصویب ایجاد " وزارت کار و تامین اجتماعی " متن لایحه و طرح بطور بسیار محسوسی دچار اغتشاش و اعوجاج شده بود و با طرح و لایحه مربوطه مغایرت زیادی داشت . تا قبل از این مقطع ، آقای دکتر ستاری فر مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی بود و سازمان تامین اجتماعی زیر نظر وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی بود و وزارتخانه مزبور مخالف تصویب این قانون و جداشدن سازمان تامین اجتماعی بود و وزارت کار و امور اجتماعی و نمایندگان تشکل های کارگری هم بدنبال انتقال سازمان تامین اجتماعی به ذیل وزارت کار و امور اجتماعی بودند و در نتیجه ایشان و سازمان تامین اجتماعی برای حضور در کمیسیون تلفیق یادشده و یا اظهار نظر دچار محدودیت بودند و طبق روال وزارت بهداشت نماینده دولت در قبال لایحه موصوف محسوب می شد ولی پس از انتصاب آقای دکتر ستاری فر به سمت معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور ، ایشان با تصویب دولت به عنوان نماینده دولت در مجلس برای لایحه ساختار نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی تعیین شدند.
در جلسه موصوف که به ریاست آقای دکتر ستاری فر و در دفتر ایشان با حضور جنابان آقایان دکتر برادران شرکاء معاون وقت اقتصادی ، دکتر واعظ مهدوی معاون وقت امور اجتماعی و دکتر تاجگردون معاون وقت امور مجلس ایشان تشکیل شد از مجلس جنابان آقایان مرحوم شمس وهابی ، دکتر میدری و دکتر خیرآبادی ( رئیس ، نایب رئیس و دبیر کمیسیون تلفیق قانون ساختار نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی کشور )حضور داشتند و از سازمان تامین اجتماعی آقای دکتر شریف زادگان مدیر عامل ، حیدری ( معاون امور استانها و سرپرست دفتر هیات مدیره و مدیرعامل ) ، آقای طاهر موهبتی معاون وقت امور حقوقی و مجلس و آقایان دکتر راغفر و دکتر کاظمیان مشاورین وقت مدیرعامل حضور داشتند.
ابتدا آقای دکتر ستاری فر گفت که با تصویب دولت بعنوان نماینده دولت در خصوص این لایحه تعیین شده است و سپس با تشریح پیشینه این لایحه ( ابتدا لایحه فقر زدایی با رویکرد غالب حمایتی و صدقه ای ، در دولت سازندگی ارائه شده بود و در آن مقرر شده بود سازمان تامین اجتماعی در وزارت تعاون و یا وزارت بهداشت ادغام شود و توسط آقای خاتمی رئیس جمهور وقت این لایحه پس گرفته شده بود و وظیفه تدوین لایحه به سازمان تامین اجتماعی محول شده و کار به موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی واگذار شد و مطالعات وسیعی در ابعاد مختلف انجام گردید و نتیجه آن در قالب 1000 صفحه تهیه و منجر به ارائه لایحه مزبور شده بود و پیش از ارائه لایحه نیز مستفاد از همان مطالعات ، طرحی توسط نمایندگان مجلس ارائه گردیده بود ) و بیان اصول و مبانی تدوین آن ، نقد های کارشناسی زیادی به مصوبه کمیسیون وارد نمود و مصادیق اعوجاج و اغتشاش مفهومی و شکلی گزارش شور اول کمیسیون را مطرح کرد و تعبیر خاصی را در مورد این متن بکار برد که باعث عصبانیت نمایندگان مجلس شد و عزم خروج از جلسه را داشتند که با پادرمیانی دومعاون پارلمانی حاضر و آقای دکتر خیرآبادی نشستند .سپس آقای دکتر ستاری فر گفت اگر این ایرادات و اشکالات قابل توجه و اساسی در متن مصوبه شور دوم گزارش هم بماند و موضوع ایجاد یک وزارتخانه مستقل ( رفاه و تامین اجتماعی ) تصویب نشود و قرار باشد " وزارت کار وتامین اجتماعی " ایجاد شود با توجه به اینکه متن مصوبه شور اول غیرکارشناسی و مغشوش است ، من به عنوان نماینده دولت ، لایحه را پس میگیرم .
در نهایت جمع بندی و توافق بر این قرار گرفت که با توجه به اینکه تصویب این قانون حکم برنامه سوم توسعه است ، دولت لایحه را پس نگیرد و رفع ایرادات و اصلاح و تکمیل لایحه در فرآیند بررسی شور دوم آن در مجلس صورت پذیرد و آقای دکتر ستاری فر گفتند بخاطر اینکه دکتر واعظ مهدوی و دکتر شریف زادگان تازه منصوب شده اند و مشغله های کاری و اجرایی زیادی دارند ، آقای حیدری که طی 4 سال گذشته با من بعنوان معاون اموراستانها و سرپرست دفتر هیات مدیره و مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی همکاری کرده ودر جریان فرآیند مطالعات مربوط به تدوین لایحه ساختار نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی در موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی و سازمان تامین اجتماعی بوده و نقطه نظرات کارشناسی من را می داند با نامه کتبی و امضای من ، بعنوان نماینده دولت به کمیسیون معرفی خواهد شد و با همکاری جنابان آقایان مرحوم شمس وهابی و دکتر میدری تلاش خواهد شد که متن گزارش شور اول اصلاح و به متن لایحه و طرح ارائه شده از سوی نمایندگان و دولت نزدیک شود بدینترتیب اینجانب با آقای دکتر میدری آشنا شدم و طی سالهای 1380 تا 1383 که قانون تصویب شد من مستمرا در جلسات کمیسیون تلفیق شرکت نموده و بسیاری از احکام اصلاحی و تکمیلی در متن گزارش شور اول ، که در متن مصوبه گزارش شور دوم و متن نهایی قانون مندرج است توسط من نگارش وبا موافقت و امضای آقای دکتر میدری در کمیسیون مطرح و مصوب گردید و در یک مواجهه نفس گیر و سنگین ، حکم ایجاد وزارت کارورفاه اجتماعی به وزارت رفاه و تامین اجتماعی تبدیل شد ( در آن مقطع آقای صفدر حسینی وزیر کار و امور اجتماعی و نمایندگان کارگری نظیر خانم جلودار زاده و آقای محجوب و مرحوم تاج الدین و طلایی نیک طرفدار وزارت کار و امور اجتماعی بودند ، نمایندگان حزب کارگزاران و بخصوص آقای مرعشی بخاطر عدم اعتقاد به موضوعات تعاون و تامین اجتماعی بدنبال تضعیف هر دو و ایجاد وزارت تعاون و تامین اجتماعی بودند و وزارت بهداشت هم مخالف تصویب لایحه بود و معتقد بود بخش درمان سازمان تامین اجتماعی در وزارت بهداشت ادغام و بخش بیمه ای به ذیل وزارت کار و امور اجتماعی برود ولکن بعدها متاسفانه در دولت احمدی نژاد یک کار بسیار خبط و غلطی انجام شد و با ادغام وزارت رفاه و تامین اجتماعی و وزارت تعاون در وزرات کار و امور اجتماعی ، وزارت تعاون ، کار و رفاه اجتماعی ایجاد گردید ) در دوره احمدی نژاد من برکنار و به شرکتهای تابعه سازمان تبعید شدم و آقای دکتر میدری بعد از نمایندگی مجلس ، بنظرم ابتدا عضو هیات مدیره شرکت بیمه دانا شدند و بعدها دیگر از ایشان خبری نداشتم.مقایسه متن مصوبه شور اول و مصوبه شور دوم قانون ساختار نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی بخوبی مبین ماحصل این همکاری است .
آشنایی و همکاری بعدی من مربوط به سالهای 1392 تا 1400 است که آقای دکتر میدری معاون رفاه اجتماعی وزارت تعاون ، کار و رفاه اجتماعی شدند و من عضو هیات مدیره سازمان تامین اجتماعی گردیدم . در آن مقطع چند موضوع مهم در حوزه رفاه اجتماعی در سطح دولت ، مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح بود از جمله نحوه ادامه طرح هدفمندسازی یارانه ها ، قانون تشکیل وظایف وزارت تعاون ، کار و رفاه اجتماعی ، برنامه ششم توسعه ، قانون احکام دائمی برنامه های توسعه ، آئین نامه های مربوط به نظام چندلایه تامین اجتماعی ، سیاستهای کلی تامین اجتماعی و تلاش آقای قاضی زاده هاشمی وزیر وقت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی و تیمش برای جدا کردن بیمه های درمانی و وبخش درمان سازمان تامین اجتماعی از وزارت تعاون ، کار و رفاه اجتماعی و ادغام آن در وزارت بهداشت که طی 8 سال مزبور من بیشترین همکاری را با آقای دکتر میدری در این زمینه ها داشتم ( بدون دریافت حقوق و مزایا یا پروژه و حق الجلسه و ...) .
همچنین در آن مقطع با نامه آقای دکتر ربیعی وزیر وقت تعاون کار و رفاه اجتماعی من بعنوان عضو ثابت کمیسیون امور اجتماعی دولت معرفی شدم و غالبا بجای آقای دکتر میدری در جلسات کمیسیون مزبور شرکت میکردم (که در آنجا مانع توفیق تلاشهای قاضی زاده هاشمی ، حریرچی و موهبتی برای ادغام بخش درمان سازمان در وزارت بهداشت طی فرایند تصویب آئین نامه های نظام چندلایه تامین اجتماعی گردیدم ).
همچنین بعدها با حکم آقای دکتر ربیعی وزیر وقت و سپس تنفیذ آن توسط وزیر بعدی جناب آقای دکتر شریعتمداری ، به عنوان مشاور وزیر و بعدها به عنوان مسئول هماهنگی دبیرخانه شورای عالی رفاه و تامین اجتماعی ( در آن مقطع دبیرخانه شورای مزبور فعال شد و با تشکیل کمیسیون تلفیق تخصصی ، تشکیل جلسات شورای عالی موصوف آغاز و اساسنامه صندوق آینده ساز و ضوابط مربوط به سرمایه گذاری نهادهای بیمه گر اجتماعی تصویب شد و تا پیش از آن و بعد از آن و تا الان ، چند سال یکبار فقط صورتجلسات دستگردان شورایعالی برای تعیین اعضای هیات امناء صادرمیگردد ) و همچنین نماینده تام الاختیار وزیر در دبیرخانه مجمع تشخیص ( برای ممانعت از جدایی بخش درمان سازمان و تدوین متن پیش نویس سیاستهای کلی تامین اجتماعی منطبق با رویکردهای مندرج در قانون ساختار نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی )منصوب گردیدم .البته بایت این هشت سال همکاری و احکام مزبور هیچ مبلغی از جمله حقوق و مزایا ، حق الجلسه ، حق الزحمه ، حق پروژه و...دریافت نمی کردم و در طول آن مدت ، تنها عضو هیات مدیره سازمان بودم که فقط یک حقوق و فقط از یکجا ( سازمان تامین اجتماعی ) دریافت می نمودم و این فعالیتها نیز هیچکدام وظیفه موظفی اداری من نبود و فقط بخاطر اعتلای گفتمان رفاه و تامین اجتماعی و دفاع از کیان سازمان تامین اجتماعی انجام می پذیرفت .
در فرآیند تدوین و تصویب برنامه ششم توسعه و قانون احکام دائمی برنامه های توسعه نیز وزارت بهداشت تلاش کرد تا بخش درمان سازمان تامین اجتماعی را از آن جدا کند که موفق نگردید و فقط موفق شد سازمان بیمه سلامت را ببرد . پس از ابلاغ قانون برنامه ششم توسعه و قانون احکام دائمی برنامه های توسعه در جلسه شورای معاونین وزارتخانه برای تشریح احکام مرتبط با وزارتخانه در دو قانون موصوف( این گزارش و جداول آن بعدها در قالب کتابی توسط اینجانب تدوین و با عنوان " رفاه اجتماعی در قوانین و اسناد بالادستی "توسط موسسه آتیه منتشر گردید ) ، شرکت نمودم و در جلسه مزبور جناب آقای دکتر فیروز آبادی قائم مقام وقت وزیر به نقل از وزیر جناب آقای دکتر ربیعی مطرح کردند که "فلانی ( حیدری ) به اندازه یک معاونت برای وزارتخانه کار کرد "و در همین جلسه آقای دکتر میدری هم از من تشکر کردند و آقای دکتر محسنی بندپی رئیس وقت سازمان بهزیستی مطرح کردند که "فلانی(حیدری ) با احکامی که در این دو قانون گنجاند ، سازمان بهزیستی را زنده کرد " ( البته آقای دکتر محسنی بندپی به من لطف داشتند وگرنه احکام مزبور ماحصل تعاملات و پیگیریهای ایشان بود و با کمک آقای زهرایی معاون وقت امور مجلس سازمان بهزیستی و بویژه آقای دکتر مسعودی اصل معاون وقت مرکز پژوهشهای مجلس انجام شد )
پس از انتصاب جناب آقای دکتر شریعتمداری به وزارت تعاون ، کار و رفاه اجتماعی ، یک روز آقای داود کرمی مدیرکل حوزه وزارتی ایشان من را خواست و گفت که "شما حاضری به جای آقای دکتر میدری معاون رفاه اجتماعی بشوی ؟" گفتم : نه و چند روز بعد مجددا من را خواست وبا هم به دفتر آقای دکتر حسین کمالی مشاور وزیر رفتیم و دکتر کمالی و داود کرمی به من گفتند "می دانیم که تو بخاطر رفاقت با دکتر میدری نمی خوای جای او بروی ولی چون معاونت اقتصادی وزارتخانه خالی است ( دکتر میرزایی تازه از وزارتخانه رفته بود ) و رشته آقای دکتر میدری هم اقتصاد است ، ما ایشان را می گذاریم معاونت اقتصادی و شما معاون رفاه اجتماعی را قبول کن" ولیکن من مجددا این پیشنهاد را به بهانه ای رد کردم و نپذیرفتم ( البته نمیدانم این نظر شخصی این دونفر بود یا نظر وزیر وقت )
در تمام دوران آشنایی و همکاری من با جناب آقای دکتر میدری و تا همین الان، هیچ اختلاف نظری بین من و ایشان وجود نداشت ، بجز دو مورد که مربوط به یک نامه داخلی من و یک مقاله من می شود و دیگر هیچ:
مورد اول اینکه یک روز مصوبه ای از هیات امنای سازمان به هیات مدیره و مدیرعامل سازمان و مدیرعامل شستا ابلاغ شد در مورد اینکه بخشی از سهام یکی از شرکتهای متعلق به سازمان تامین اجتماعی ( یکی از شرکتهای زیر مجموعه شرکت رایتل در مجموعه شستا ) به سه صندوق فولاد ، کشوری و روستائیان واگذار شود و مبلغی نیز از سوی شستا به حساب شرکت یاد شده واریز گردد و وکالت کامل اداره سهام سازمان و صندوقهای مزبور در شرکت یاد شده به وزیر تعاون ، کار و رفاه اجتماعی واگذار شود و شرکت مزبور با منابع مالی ، انسانی و فیزیکی خود و منابع تزریقی سازمان و صندوقهای موصوف متولی امور مربوط به پایگاه اطلاعات رفاه و تامین اجتماعی شود .این شرکت همان شرکتی است تحت عنوان "فارا " که در دولت سیزدهم متولی "طرح کالابرگ الکترونیک "شد و بعدها نیز تزریق منابع توسط سازمان به آن شرکت انجام پذیرفته است ولیکن از کم و کیف فعالیت شرکت مزبور اطلاعی ندارم .
متعاقب اطلاع و دریافت مصوبه اینجانب به حکم وظیفه و منطبق با قوانین و مقررات موضوعه ، اساسنامه سازمان و آئین نامه داخلی هیات مدیره طی نامه ای داخلی به رئیس و اعضای وقت هیات مدیره ، دلایل کارشناسی خود را مبنی بر لزوم انعکاس موضوع به هیأت امناء برای اصلاح مصوبه مزبور اعلام کردم و تشریح کردم که به موجب قانون وظیفه ایجاد چنین پایگاهی بر عهده دولت است و دولت باید منابع آن را بپردازد و حتی در برخی سنوات برای تحقق این پایگاه در قانون بودجه کل کشور ردیف اعتباری و بودجه لازم پیش بینی شده است طبق آئین نامه داخلی هیات مدیره رئیس هیات مدیره می توانست تصمیم بگیرد که موضوع را در دستور کار هیات مدیره قرار دهد یا ندهد . بعد از ظهر همان روز در جلسه ای بودم که تا ساعت 23 طول کشید و وقتی از جلسه خارج شدم و به موبایلم دسترسی یافتم دیدم که جناب آقای دکتر شریعتمداری وزیر سه بار با موبایل خود زنگ زده اند . تماس گرفتم ، گفتند که چرا این نامه را نوشتید و آقای دکتر میدری آمده و کپی نامه شما را آورده است و عصبانی است .دلایل کارشناسی خود را توضیح دادم و عرض کردم منابع سازمان نباید صرف انجام وظایف دولت شود و ضمن اینکه گفتم نامه من داخلی و خطاب به رئیس هیات مدیره بوده است و ایشان و دبیر هیات مدیره (که همه کاره رئیس مزبور بود) می توانستند نامه را در دستور کار نگذارند و بایگانی کنند ولی چرا برخلاف آئین نامه داخلی هیات مدیره ، آن را به دست آقای دکتر میدری رسانده اند؟!ایشان گفتند نامه اتان را پس بگیرید و کان لم یکن نمائید و من عرض کردم نامه صادر شده و در سیستم است و من آنرا پس نمی گیرم ، رئیس هیات مدیره میتواند در مورد آن تصمیم بگیرد . من در ارتباط با آن نامه فقط به وظیفه خودم عمل کردم و موضوع را نه در آن مقطع و نه بعدا به جایی منعکس نکردم و اگر خباثت و دنائت برخی افراد در هیات مدیره و دفتر آن نبود این نامه باید به عنوان یک سند داخلی در اسناد هیات مدیره نگهداری می شد هرچند که من از انعکاس موضع اصولی و کارشناسی خود هیچ ابایی نداشته و ندارم .
مورد دوم اینکه در دولت سیزدهم و پس از رفتن آقای دکتر عبدالملکی ، سرپرستی وزارتخانه به آقای دکتر زاهدی وفا رسید و یک روز دیدم آقای دکتر میدری مقاله ای تحت عنوان "8 توصیه به وزیر بعدی رفاه " نوشته و در مورخ 30 خرداد 1401 در روزنامه آرمان امروز منتشر ساخته اند که مقاله خوبی بود و به استثنای بند 6 آن مابقی موارد توصیه های خوبی بودند:
https://www.nasim.news/fa/tiny/news-2375264
ولی در بند 6 توصیه ها ، آقای دکتر میدری به آقای دکتر زاهدی وفا توصیه نموده بودند که "پایگاه اطلاعات رفاه وتامین اجتماعی را از وزارت تعاون ، کار ورفاه اجتماعی خارج و آن را به یک بانک دولتی واگذار نماید " این توصیه مغایر با قانون ساختار نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی و مغایر با سیاستهای کلی تامین اجتماعی بود و از لحاظ کارشناسی هم ایرادات جدی داشت و من بنابر وظیفه کارشناسی خود مقاله ای نوشتم تحت عنوان " توصیه خطرناک " و در آن به رد و نقد توصیه ششم از مجموعه توصیه های آقای دکتر میدری پرداختم که در روزنامه تعادل روز اول تیرماه 1401 منتشر گردید :
در تمام مدت همکاری و آشنایی به غیر از این دو مورد فوق ، بخاطر ندارم که اختلاف نظری بین من و آقای دکتر میدری بوجود آمده باشد فلذا باور ندارم که این دومورد اختلاف نظر کارشناسی باعث موضع گیری منفی و کینه شخصی جناب آقای دکتر میدری در قبال من شده باشد و احتمالا علل و عوامل دیگری باعث حذف اینجانب از دایره انتصابات ایشان شده است چرا که هم شعار رئیس جمهور محترم و هم شعار آقای دکتر میدری ، وفاق ملی بوده است و بر همین اساس حتی آقای دکتر میدری افرادی را که دارای اختلاف فاز سیاسی فاحش و دیرینه ای با ایشان بوده اند و اتفاقا اشتباهات آنها در زمان صدارت ، ضربات مهلکی را به سازمان تامین اجتماعی و صندوقهای بیمه گر اجتماعی وارد ساخته است و هنوز این اثرات منفی و تبعات نامساعد ادامه دارد را بر صدر نشانده اند و بعید است که دو اختلاف نظر کارشناسی جزئی من به رغم این همه مدت همراهی ، همکاری و همفکری در این فضا و درقیاس با افرادی که تصمیمات آنها صدها و هزاران میلیارد تومان زیان به سازمان تامین اجتماعی و صندوقهای بیمه گر اجتماعی خسارت زده است ، قابل اغماض نباشد اما بهر حال هر وزیری و از جمله جناب آقای دکتر میدری حق دارد براساس رویکردها و سلائقی که مایل به آن است ، ملاک ها و معیارهای که قائل به آن است ، موازین و دستوراتی که عامل به آن است و نیز شرایط ، اقتضائات ،محدودیتها و مضایقی که با آن مواجه است ، تصمیم بگیرد و حلقه اول مرتبط با خود را شکل دهد و این امر در سپهر اداری فعلی ایران ، امری ناگزیر و ناگریز است .
مخلص کلام اینکه بنظر می رسد وضعیت فعلی من به زعم خودم ارتباطی با دو اختلاف نظر کارشناسی فوق التوصیف نمی تواند داشته باشد و بیشتر هزینه مبارزه و مقاومت من در مقابل اژدهای هفت سر فساد (تامین مالی خارجی ، ساخت و ساز ، سیستم بیمارستانی ، خرید دارو و تجهیزات پزشکی و... ) طی سالهای 1392 تا 1397 بوده است و همان مافیای فساد طی ماه های اخیر از یک کمیته و یک انجمن و تعدادی خبرنگارنمای سفارشی نویس ، به عنوان نوچه های بی جیره و مواجب خود استفاده کرد تا به زعم خود انتقام مقاومت من در مقابل فسادها و تخلفات وقوع یافته و در حال وقوع آن دوره ، را از من بگیرد و برخی از بزرگان اسبق و سابق هم که یک زمانی به عنوان پاکدست و دلسوز سازمان تامین اجتماعی شهره بودند ، در زمین ناپاکدستان بازی کردند و در دام پهن شده توسط مافیای فساد افتادند و مافیای فساد را به آرزوی خود رساندند غافل از آنکه بقول حافظ"برو این دام بر مرغ دگر نه - که عنقا را بلند است آشیانه " و من بسیار خرسندم که بر عهد خود استوار و پایدار ماندم .
کما اینکه عزل من از عضویت هیات مدیره در 27 اسفند ماه سال 1401 نیز ، بعلت مقاومت من ( در سال 1390 به عنوان معاون اداری و مالی شرکت سرمایه گذاری خانه سازی ایران ) در مقابل درخواست غیر قانونی معاون وقت اقتصادی و رفاه اجتماعی ، وزارت تعاون ، کار و رفاه اجتماعی صورت پذیرفت .در سال 1390 فرد مزبور، نایب رئیس هیات مدیره سازمان تامین اجتماعی بود و طی نامه ای از مدیرعامل وقت سازمان خواسته بود که " سازمان برایش یک خانه رهن کند در منطقه یوسف آباد تهران با 150 میلیون تومان ودیعه ( که ارزش روز این مبلغ چندین میلیارد تومان می شود ) و مدیرعامل سازمان در هامش درخواست مزبور به مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری خانه سازی ایران دستورداده بود که " اقدام شود و شرکت به مشارالیه وام ودیعه مسکن بدهد " و مدیرعامل شرکت هم در هامش دستور مدیرعامل سازمان خطاب به من دستور داد که " معاون اداری و مالی چک صادر شود " و من در هامش نامه خطاب به مدیرعامل سازمان نوشتم که "چون ایشان عضو هیات مدیره سازمان تامین اجتماعی هستند طبق اساسنامه سازمان نمی توانند از سازمان و توابع آن وام بگیرند مضافا به اینکه چون ایشان عضو مجمع عمومی شرکت محسوب میشوند طبق قانون تجارت و اساسنامه شرکت ، ما نمی توانیم به ایشان وام بدهیم و یا هزینه تامین ودیعه مسکن ایشان را بپردازیم " و اجازه ندادم که این کار غیرقانونی در حوزه مسئولیت من صورت پذیرد ( بقرار اطلاع این وام از طریق یکی از توابع دیگر سازمان پرداخت شد ) و در نتیجه فرد مزبور این کینه و عداوت شخصی از من را بخاطر قانونمداری و صیانت از اموال بیمه شدگان و مستمری بگیران در دل داشت و زمانی که در 26 اسفند سال 1401 بعنوان عضو و دبیر هیات امناء و نیز معاون اقتصادی و رفاه اجتماعی وزارت تعاون ، کار و رفاه اجتماعی منصوب شد بلافاصله یعنی در 27 اسفند 1401 اینجانب را عزل و فردی را که یک ماه قبل بعنوان عضو پنجم هیات مدیره تعیین و مصوب شده بود ( از بستگان سببی وزیر وقت ) به جایگزینی من منصوب نمود ، در حالی که تا شش ماه بعد هیات مدیره سازمان 4 نفره اداره می شد .
البته همانطور که در جلسه تودیع و معارفه و در حضور همان فرد ، آیه ای را که مالک ابن سنان صحابی پیامبر اکرم ( ص ) و یار امام علی ( ع ) در جنگ قرائت کرده بود را بیان کردم و گفتم من همواره قائل به انجام وظیفه بودم و نه نتیجه و در طول خدمتم همیشه به نحوی کار کرده ام که " ما لنا الّا احدی الحسنیین" ( آیه 52 سوره توبه ) باشد و بسیار از عزل خودم توسط آن فرد معلوم الحال ، خرسندم و هزینه هایی را که برای مبارزه با فساد و ایستادگی در مقابل دست اندازی به اموال بیمه شدگان و مستمری بگیران پرداخته ام و خواهم پرداخت را با جان و دل پذیرفته و می پذیرم و برایم "احلی من عسل " است .
در پایان لازم به ذکر است که این نوشته من به هیچ وجه نباید به عنوان تعریضی به انتصاب جناب آقای دکتر سالاری به عنوان مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی تلقی شود و من در دوره قبلی مدیرعاملی ایشان به سهم خودم و به عنوان عضو هیات مدیره همکاری و همراهی بسیار زیادی با ایشان برای پیشبرد اهداف سازمان تامین اجتماعی داشتم و من حیث المجموع اگر بخواهیم گزینه غیر سازمانی برای مدیرعاملی سازمان تامین اجتماعی در نظر بگیریم جناب آقای دکتر سالاری گزینه مناسب و مطلوبی بودند و هستند و اینجانب ضمن عرض تبریک مجدد و آرزوی توفیق بیش از پیش و بهتر از گذشته برای ایشان در پیشبرد اهداف سازمان تامین اجتماعی ، بعنوان کارمند رسمی سازمان تامین اجتماعی در همین جایگاه شغلی که به موجب قوانین و مقررات موضوعه در آن قرار دارم ، حسب تشخیص و دستور ایشان به انجام وظایف سازمانی محوله در حد بضاعت خواهم پرداخت.
انشاء الله اگر فرصتی دست دهد ، بعدا شرح مستند و تفصیلی و بیان مصادیق مفسده ها ، مفاسد و تخلفاتی که در طی سالهای 1392 تا 1397 با آنها مقابله کرده ام را صرفا با هدف پیشگیری و جلوگیری از وقوع مجدد و آسیب شناسی و کالبد شکافی فساد سیستماتیک و نیز برای ثبت در تاریخ ( بیان این موارد به هیچوجه به معنی پرونده سازی و بگم بگم نیست چرا که این موارد مشمول مرور زمان شده است و با انتصاب سرپرست سازمان در اواخر سال 1397 که با هدف عدم رسیدگی به این پرونده ها صورت پذیرفت ،به این پرونده ها در موعد خودش رسیدگی نشد و ماستمالی شد و یاد آوری و انتشار آنها صرفا برای شناساندن گلوگاههای فساد و پیشگیری از وقوع مجدد و گزارش عملکرد من در صیانت از سازمان تامین اجتماعی است ) ، در کتاب در دست تدوین خاطرات خود تحت عنوان "مرده باد فساد " منتشر خواهم کرد . کتابی که مقدمه آن را از لسان "برزویه طبیب " در کتاب "کلیله و دمنه " اقتباس خواهم نمود :
" خاصه در این روزگار تیره که خیرات بر اطلاق روی به تراجع آورده است و همت مردمان از تقدیم حسنات قاصر گشته ... میبینیم که کارهای زمانه میل به ادبار دارد، و چنانستی که خیرات مردمان را وداع کردستی، و افعال ستوده و اخلاق پسندیده مردود گشته ، و راه راست بسته ، و طریق ضلالت گشاده ، و عدل ناپیدا و جور ظاهر، و علم متروک و جهل مطلوب، و لئم و دنائت مستولی و کرم و مروت منزوی، و دوستی ها ضعیف و عداوت ها قوی، و نیک مردان رنجور و مستذل و شریران فارغ و محترم، و مکر و خدیعت بیدار و مظفر، و متابعت هوا سنت متبوع و ضایع گردانیدن احکام خرد طریق مشروع، و مظلوم محق ذلیل و ظالم مبطل عزیز، و حرص غالب و قناعت مغلوب، و عالَم غدار بدین معانی شادمان و به حصول این ابواب تازه و خندان"
علی حیدری
کارشناس رفاه و تامین اجتماعی
دیباچه