سال نو

به نام خدا
«قالَ إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ»
   من با خدا غم و درد دل خود گویم و از خدا چیزی می دانم که شما نمی دانید. "سوره یوسف، آیه 86"
       سال 1398 را در شرایطی به پایان می بریم که جهان و مردمان آن در یک نااطمینانی و استیصال بسر می‎برند و فقط مقایسه بلیه ها و مخاطرات و بدیها نسبت به یکدیگر چندگاهی به آنها روحیه می دهد و دلخوش به اینکه بین بد و بدتر، بد را انتخاب کنند و یا بدتر پیشامد نکند.

ادامه نوشته

سازمان مظلوم


بنظر می رسد بایستی یک گونه دیگر برای گونه های سازمانی تعبیه که وصف الحال دهه اخیر و این روزهای سازمان تامین اجتماعی باشد. سازمانی که مرغ عزا و عروسی است و زمانی که نقدینگی داشت از منابع آن برای جبران کسری ساخت بیمارستان کشور، برای اجرای طرحها و پروژه های صنعتی، برای ایجاد و رونق بازار بورس و ... استفاده شد و در زمان انقلاب، جنگ، بازسازی و محاصره اقتصادی و بحران ها و مخاطرات و برای رفع مشکلات بنگاهها و کارخانجات نیز با تصویب قوانین و مقررات مغایر با اصول و قواعد بیمه ای

ادامه نوشته

اگر نظام چندلایه رفاه و تامین اجتماعی داشتیم؟


پدیده شوم و بلای خانمان برانداز "ویروس کرونا" بر جهان و کشور ما سایه افکنده است و بسیاری از کشورهای پیشرفته، توسعه یافته و در حال توسعه نیز کم و بیش با این بحران و عوارض و تبعات آن درگیر شده اند اگرچه وضعیت نسبتاً بهتر برخی کشورها در مهار و مدیریت این بحران و تبعات آن به مسائلی از قبیل وحدت فرماندهی و انتظام و انسجام حاکمیتی، مدیریت بحران و پدافند غیرعامل، سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی بالا، فرهنگ کار جمعی و نوعدوستی، نظام بهداشت و درمان قوی و... دارد

ادامه نوشته

دوران "پسا کرونا" و ضرورت هماوندی در «باهمستان»


در سال 1393 بمنظور تولید و نشر محتوای تخصصی در حوزه سیاست اجتماعی و بویژه تامین اجتماعی امتیاز فصلنامه "هماوندی" را اخذ و با هزینه شخصی 4 شماره آن را منتشر نمودم ولیکن باتوجه به عدم استقبال همکاران و نیز تقید اینجانب به عدم استفاده از روشهای معمول و مألوف جذب اسپانسر، آگهی و ... بهر تقدیر انتشار آن متوقف گردید. این روزها پدید شوم کرونا باعث گردید که یاد سرمقاله خودم در "شماره صفر" نشریه مزبور که در بهار سال 1393 منتشر شد، افتادم و ضرورت دیدم مجدداً آنرا بازنشر نمایم. عنوان سرمقاله "هماوندی در «باهمستان»" بود که در ذیل عیناً نقل می شود:

ادامه نوشته

خاطرات خدمت (علی حیدری) – فصل سوم : دفتر تشکیلات ، ارزشیابی و بهبود روشها (اداره کل بودجه و تشکیلات)

خاطرات خدمت (علی حیدری) – فصل سوم : دفتر تشکیلات ، ارزشیابی و بهبود روشها (اداره کل بودجه و تشکیلات) – بخش 6 – غیر قابل استناد
یکی از کارهایی که من متولی آن شدم و بنظرم در ایجاد شناخت نسبت به توانمندیهای من در دوره مدیر عاملی آقای دکتر ستاری فر موثر بود، موضوع دبیری شورای برنامه ریزی منابع انسانی بود که به ریاست جناب آقای عونی تشکیل گردید . بدینترتیب که در سال 1376 با آمدن آقای دکتر ستاری‌فر به عنوان مدیرعامل، آقای عونی معاون مالی-اداری سازمان شد

ادامه نوشته

خاطرات خدمت (علی حیدری) – فصل سوم : دفتر تشکیلات ، ارزشیابی و بهبود روشها (اداره کل بودجه و تشکیلات)

خاطرات خدمت (علی حیدری) – فصل سوم : دفتر تشکیلات ، ارزشیابی و بهبود روشها (اداره کل بودجه و تشکیلات) – بخش 5 – غیر قابل استناد
نکته دیگری که آقای دکتر کرباسیان در هیات مدیره اشاره کردند مثالی بود که از شرکت نفت زدند که طراحی ساختار سازمان و مدیریت منابع انسانی آن را انگلیسی‌ها یا آمریکایی‌ها انجام داده بودند، گفتند در شرکت نفت افراد براساس تجربه، تحصیل، میزان فعالیت و اثرگذاری که دارند، یک "گرید" (درجه) می گیرند و این درجه یکسری مزایا و شرایطی برای آنها دارد؛ مثلا  حقوق مشخص است؛

ادامه نوشته

خاطرات خدمت (علی حیدری) – فصل سوم : دفتر تشکیلات ، ارزشیابی و بهبود روشها (اداره کل بودجه و تشکیلات)

خاطرات خدمت (علی حیدری) – فصل سوم : دفتر تشکیلات ، ارزشیابی و بهبود روشها (اداره کل بودجه و تشکیلات) – بخش 4 – غیر قابل استناد
خب این مراجعات و سفرها و ماموریت‌ها در آشنایی با ابعاد مختلف سازمان و مدیران سازمان خیلی تاثیرگذار بود. تشکیلات جدید سازمان را من و آقای فضلی در همایش مدیران استان‌ها که در  اواسط سال 75 برگزار شد، ارائه کردیم و یکی از کارهایی که در بودجه و تشکیلات من متولی انجامش شدم، ایده‌ای بود که آقای رستمیان، مشاور مدیر عامل و مدیرکل روابط عمومی داده بود

ادامه نوشته

خاطرات خدمت (علی حیدری) – فصل سوم : دفتر تشکیلات ، ارزشیابی و بهبود روشها (اداره کل بودجه و تشکیلات)

خاطرات خدمت (علی حیدری) – فصل سوم : دفتر تشکیلات ، ارزشیابی و بهبود روشها (اداره کل بودجه و تشکیلات) – بخش 3 – غیر قابل استناد
یکی از کارهای دیگری که در خدمت جناب آقای عونی انجام دادم و البته از ایشان خیلی چیزها یاد گرفتم، بحث کمیته بازنگری فرم‌های اداری بود که من دبیر آن شدم با حکم جناب آقای عونی، در آن مقطع با دستور آقای دکتر کرباسیان و آقای آقابزرگی که معاون اداری-مالی سازمان بودند، مقرر شد که ما کمیته‌ای طراحی کنیم تحت عنوان کمیته بازنگری فرم‌های اداری و استاندارد سازی فرم‌های اداری را انجام دهد و من با دستور آقای عونی، دبیر آن کمیته شدم

ادامه نوشته

خاطرات خدمت (علی حیدری) – فصل سوم : دفتر تشکیلات ، ارزشیابی و بهبود روشها (اداره کل بودجه و تشکیلات)

خاطرات خدمت (علی حیدری) – فصل سوم : دفتر تشکیلات ، ارزشیابی و بهبود روشها (اداره کل بودجه و تشکیلات) – بخش 2 – غیر قابل استناد
من در زمان مدیر عاملی جناب آقای دکتر کرباسیان، رئیس اداره تشکیلات و روشها شدم برخلاف دیدگاهی که رشد شغلی من و حتی ورودم به سازمان را مربوط به دوره جناب آقای دکتر ستاری فر می‎دانند. کسانی که با فضای آن موقع سازمان آشنا بودند و با شناختی که از روحیات جناب آقای عونی داشتند (اشراف به مسائل سازمان بطور جامع و کلان، حافظه تاریخی دقیق، توانایی نگارش اداری و سختگیری، دقت و نکته سنجی ایشان و ...) قطعاً تصدیق می‎کنند که صدور حکم رئیس اداره برای من در آن زمان، بی دلیل نبوده و علاوه بر لطف خدا و دعای خیر پدر و مادر بزرگوارم

ادامه نوشته

خاطرات خدمت (علی حیدری) – فصل سوم : دفتر تشکیلات ، ارزشیابی و بهبود روشها (اداره کل بودجه و تشکیلات)

خاطرات خدمت (علی حیدری) – فصل سوم : دفتر تشکیلات ، ارزشیابی و بهبود روشها (اداره کل بودجه و تشکیلات) – بخش 1 – غیر قابل استناد
در دفتر تشکیلات، ارزشیابی و بهبود روش‌ها، خوشبختانه فرصت خدمتی خوبی برای من پیش آمد به این دلیل که در آن مقطع این دفتر، متولی طراحیِ تشکیلات تفصیلی سازمان تامین اجتماعی شد که از سطح شعبه، اسناد پزشکی، درمانگاه و بیمارستان تا سطح مدیریت‌های درمان و ادارات کل تامین اجتماعی استان‌ها و ستاد مرکزی را در دست طراحی داشت

ادامه نوشته

خاطرات خدمت (علی حیدری) – فصل دوم : شعبه 19 تأمین اجتماعی تهران بزرگ

خاطرات خدمت (علی حیدری) فصل دوم : شعبه 19 تأمین اجتماعی تهران بزرگ بخش 3- غیر قابل استناد

من تا سال 1373 در شعبه بودم که یک روز دیدم آقای سعیدی رئیس شعبه من را خواست و گفت از اداره کل تهران بزرگ نامه زدند که دفتر تشکیلات، ارزشیابی و بهبود روش‌ها در ستاد مرکزی، افراد تحصیلکرده‌ای که لیسانس مدیریت دارند و در سطح تهران کار می‌کنند را دعوت کرده که بیایند برای مصاحبه و چون یک نفر نیرو می‌خواهد بگیرد، قصد دارد از بین این نیروها شناسایی بکند و تهران بزرگ هم به ما گفته شما لیسانس مدیریت داری.

ادامه نوشته

خاطرات خدمت (علی حیدری) – فصل دوم : شعبه 19 تأمین اجتماعی تهران بزرگ

خاطرات خدمت (علی حیدری) فصل دوم : شعبه 19 تأمین اجتماعی تهران بزرگ بخش 2- غیر قابل استناد

 

جزو اولین فارغ التحصیلان رشته مدیریت بیمه دانشگاه تهران بودم ودرسال۷۳بعنوان مسئول بیمه بیکاری شعبه ۱۹تامین اجتماعی مشغول به کار شدم واز نزدیک مشکلات اجرائی سازمان رامی دیدم وتحلیل می کردم.

ادامه نوشته

خاطرات خدمت (علی حیدری) – فصل دوم : شعبه 19 تأمین اجتماعی تهران بزرگ

خاطرات خدمت (علی حیدری) فصل دوم : شعبه 19 تأمین اجتماعی تهران بزرگ بخش 1- غیر قابل استناد

من در هجدهم دی ماه سال 1372، در شعبه 19 تهران واقع در خیابان ورشو، بین خیابانهای استاد نجات‌اللهی و حافظ استخدام شدم و کارم را به عنوان مسئول بیمه بیکاری در واحد امور بیمه شدگان آنجا شروع کردم. شانس من این بود که در واحد فنیِ جایی که من مشغول به کار شدم، همکارانِ مجرب و باسابقه‌ای مانند سرکار خانم وثوق، آقای فرج‌اللهی، سرکار خانم قلعه‌ای حضور داشتند و رئیس واحد فنی هم آقای خیرآبادی بودند که آخر سال قرار بود بازنشست شوند.

ادامه نوشته

خاطرات خدمت 1

اینجانب علی حیدری فرزند فاطمه اشراقی و ذبیح‌الله حیدری، متولد 15 فروردین 1347 مشهد هستم؛ پدر و مادر من اصالتاً اهل روستای دستجرد از توابع بخش بیارجمند شهرستان شاهرود در استانِ سمنان هستند که بعد از ازدواج، مقیم مشهد می‌شوند؛ پدر من کارمند امور اداری دانشگاه علوم پزشکی مشهد بود و ابتدا در طرح ریشه‌کنی مالاریا مشغول به کار شد و به اطراف کشور به همراه تیم ریشه‌کنی مالاریا سفر می‌کرد و مدتی را در طبس و فردوس مقیم بودند ولی بعداً در مشهد مستقر شدند؛

ادامه نوشته